رسول جعفریان در نمایشگاه کتاب تهران مرا دید و گفت: این بود رسم دوستی؟

اینک تلاش میکنم کمی از رسم دوستی را اجرا کنم و از حق دوستی دفاع.

در قفس امروز بلبل مست گفتار خود است

کبک در کهسارها دربند رفتار خود است

سرو مغرور قد و گل محو رخسار خود است

هر که را بينم در اين عالم گرفتار خود است

زمانی که نادر مطلبی کاشانی در سال 1379 همایش بزرگ نسخه شناسی را برپا، و برخلاف معهود نام کوچک "پیش همایش نسخه شناسی" را بر آن نهاد، کسی گمان نمیکرد حاصل آن مجله ای باشد پربار که در جهان نامدار گردد. او در پرباری "نامه بهارستان"، در ابتدا مدیون دو تن بود: استاد ایرج افشار که دخالت کرد و آقای ابهری که دخالت نکرد. هرچند با رفتن آقای ابهری، جانشینانش دکتر جلالی و دکتر جعفریان نیز دست او را باز گذاشتند و اینک "نامه بهارستان" درخت پرباری شده که بزرگانی چون مرحومان اصغر مهدوی، علی نقی منزوی، اولگ آکیموشکین، و بویژه استاد ایرج افشار آبش دادند و بزرگانی دیگر دربرش گرفتند.

اینک کشتیبان را سیاستی دیگر آمده: نمیدانیم آیا جانشین نادر کاشانی چه کسانی را در آستین حمایت علمی دارد و درخواهد آورد، (نتیجه اش را بزودی خواهیم دید) اما تردید ندارم نشریه علمی پژوهشی "نامه بهارستان" هرگز جای "نامه بهارستان" پیشین را نخواهد گرفت.

آیا کمی از رسم دوستی را بجا آورده ام؟