اميدوار به شفاعت بي بي مريم

فرانسيس ريشارد رافائل دومان: فرستاده اي به ايران در سده هفدهم پاريس: انتشارات هارماتن 1995، دو جلد (318 + 403 صص)

Francis Richard  Raphael du Mans : missionnaire en Perse au XVIIe s. Paris: Editions L`Hartmattan 1995, 2 tom. [318+403 pp.]

در ميان دولتهاي بزرگ اروپايي در سده شانزدهم ميلادي/ دهم هجري، دولت فرانسه ديرتر از همه به فكر ارتباط و تجارت با شرق شد. جدا از نامه شاه عباس به هانري چهارم كه سر آنتوني شرلي حامل آن بود، ارتباط جدي بين دو طرف بوجود نيامد و هرچند در نيمه نخست سده هفدهم كاردينال ريشيليو Richelieu سعي كرد با فرستادن لوئي دهاي  Louis des Hayes به ايران تلاشي را آغاز نمايد اما دهاي هرگز به ايران نرسيد. در نيمه دوم سده هفدهم بود كه با روي كار آمدن ژان باپتيست كلبر سياست شرقي فرانسه وضع فعالي بخود گرفت. ابتدا پر پاسيفيك دو پروونس  Pere Pacifique de Provins از فرقه كاتوليك كاپوسن به عنوان فرستاده (و نه سفير) به ايران آمد و در اصفهان ماند و فعاليتهاي بيشتر مذهبي را افزايش داد. اما سهم عمده در فعال شدن فرانسويان در ايران با پر رافائل دومان بود.

ادامه نوشته

نقد و بررسي ترجمه اناجيل اربعه

سخناني در نشست نقد و بررسي ترجمه اناجيل اربعه با حضور فرانسيس ريشارد و حجت الاسلام رسول جعفريان‌‏.

ترجمه کتاب مقدس برای مسلمان ها اهمیت داشت، برای اینکه در تاریخ اسلام و به ویژه تاریخ انبیای پیش از پیامبر اسلام، از کتاب مقدس استفاده کنند.

کتاب مقدس  به ویژه کتاب مقدس ادیان ابراهیمی با اینکه هیچ وقت برای مسلمانها از نظر تقدس، شاید اهمیت نداشته، اما به دلایلی مسلمانان مجبور بودند که توجه بیشتری به آن داشته باشند. شاید در ابتدا به خاطر اینکه قرآن فرموده بود که ما به پیامبران پیشین به ویژه حضرت ابراهیم، موسی، داوود و عیسی، کتاب هایی نازل کردیم که الان مجموعه آنها را ما به عنوان کتاب مقدس می شناسیم. در مرحله دوم شاید به خاطر اینکه در قرآن گفته شده بود که این کتاب ها، اگر تمام حقیقت وحیانی نیست، اما بخش بزرگی از آن هست و شاید بخش هایی از آن تحریف  شده و مورد دستبرد قرار گرفته، ولی به هر صورت از احترام الهی برخوردار است. سومین چیزی که  شاید این کتاب ها را برای مسلمانان مهم جلوه می داد، بشارتی در آن بود که مسلمان ها برای اثبات پیامبری و حقانیت دین اسلام و پیامبر اسلام، به آن نیاز داشتند.

ادامه نوشته

از‏‎ ساوه‌‏‎ تا كلن

‌‏‎(با ‏‎ نگاهي‌‏‎ به‌‏‎ پيشينه‌گفت‌وگوهاي فرهنگي ايران‌ و آلمان)

آنگاه‌‏‎ كه ‌ماركوپولو‏‎ در‏‎ سفر‏‎ خود به سوي شرق‏‎ به‌‌ شهر‏‎ ساوه رسيد گمان برد كه‌‏‎ آن "شاهان ايراني" كه براي‌‏‎ ديدار از‏‎‏‎ مسيح به بيت لحم‌‏‎ ‌‏‎ رفته بودند اهل ساوه بودند بي‌شك داستانهايي در ‌‏‎اين باره در اروپا رواج يافته بود. در انجيل متي (باب 22 آيه 12) ميخوانيم:

"و چون عيسي در ايام هيروديس پادشاه در بيت لحم يهوديه تولد يافت، ناگاه مجوسي چند از مشرق به اورشليم آمده گفتند كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است، زيرا كه ستاره او را در مشرق ديده ايم و براي پرستش او آمده ايم. اما هيروديس پادشاه چون اين را شنيد مضطرب شد و تمام اورشليم ‌ با وي.

ادامه نوشته