‌‏‎(با ‏‎ نگاهي‌‏‎ به‌‏‎ پيشينه‌گفت‌وگوهاي فرهنگي ايران‌ و آلمان)

آنگاه‌‏‎ كه ‌ماركوپولو‏‎ در‏‎ سفر‏‎ خود به سوي شرق‏‎ به‌‌ شهر‏‎ ساوه رسيد گمان برد كه‌‏‎ آن "شاهان ايراني" كه براي‌‏‎ ديدار از‏‎‏‎ مسيح به بيت لحم‌‏‎ ‌‏‎ رفته بودند اهل ساوه بودند بي‌شك داستانهايي در ‌‏‎اين باره در اروپا رواج يافته بود. در انجيل متي (باب 22 آيه 12) ميخوانيم:

"و چون عيسي در ايام هيروديس پادشاه در بيت لحم يهوديه تولد يافت، ناگاه مجوسي چند از مشرق به اورشليم آمده گفتند كجاست آن مولود كه پادشاه يهود است، زيرا كه ستاره او را در مشرق ديده ايم و براي پرستش او آمده ايم. اما هيروديس پادشاه چون اين را شنيد مضطرب شد و تمام اورشليم ‌ با وي. پس همه روساي كهنه و كاتبان قوم را جمع كرده پرسيد كه مسيح كجا بايد متولد شود. بدو گفتند در بيت لحم يهوديه، زيرا كه از نبي چنين مكتوب است: و تو اي بيت لحم در زمين يهودا از ساير سرداران يهودا هرگز كوچكتر نيستي زيرا كه از تو پيشوايي به ظهور خواهد آمد كه قوم من اسرائيل را رعايت خواهد نمود . آنگاه هيروديس مجوسيان را در خلوت خوانده وقت ظهور ستاره را از ايشان تحقيق كرد. پس ايشان را به بيت لحم روانه نموده گفت: برويد از احوال آن طفل بتدقيق تفحص كنيد و چون يافتيد مرا خبر دهيد تا من نيز آمده او را پرستش نمايم. چون سخن پادشاه را شنيدند روانه شدند كه ناگاه آن ستاره كه در مشرق ديده بودند پيش روي ايشان مي رفت تا فوق آنجايي كه طفل بود رسيده بايستاد و چون ستاره را ديدند بي نهايت شاد و خوشحال گشتند و به خانه آمده طفل را با مادرش مريم يافتند و بر روي در افتاده او را پرستش كردند و ذخاير خود را گشوده هدايا و طلا و كندر و مر بوي گذرانيدند و چون در خواب وحي بديشان رسيد كه به نزد هيروديس بازگشت نكنند پس از راه ديگر به وطن خويش مراجعت كردند".

ماركوپولو ادعا ميكند كه گور اين سه نفر را در ساوه ديده است كه "هنوز مي توان سه اسكلت را با موهاي و ريشهايشان كه باقي مانده است ديد. نام اين سه: بالتازار، گاسپار و ملكيور بوده است"

در سنتهاي كليساي غرب عبارت "مجوسي اي چند" را به قرينه "هداياي سه گانه: طلا، كندر، و مر" 3 نفر مي دانند. كليساي شرق آنان را دوازده نفر مي داندو ترتولين (ح 160 –220 م) آنان را پادشاه مي دانست. مسيحيان بعدي نام اين سه را بالتازار، گاسپار و ملكيور گذاشتند. در سنت كليساي غرب، بالتازار پادشاه عرب، ملكيور پادشاه پارس، و گاسپار پادشاه هند به شمار رفته اند. تصاوير اين سه نفر در بعضي تصاوير كليسايي كهن به صورت ميتراپرستان نقش بسته است كه شايد نمادي از نفوذ فرهنگي ميترايي ايراني در دين مسيح باشدو اين افراد در قرون وسطي به "سه شاه" شهرت داشتند. هنوز تا سده هشتم ميلادي نامي به اين سه نفر داده نشده بود. بدا Beda كشيش انگليسي (673 تا 735م) اين سه را نماينده سه قاره: اروپا، آسيا و آفريقا ميدانست و از آن زمان تصوير گران كليسايي ايشان را به صورت سفيد پوست (اروپايي)، رنگين پوست (آسيايي)، و سياه پوست (آفريقايي) ترسيم كرده اند.

اين افراد ظاهرأ به سرزمين خود بازگشته اند اما در سده چهارم ميلادي هنگامي كه كنستانتين امپراتور روم (حك. 306 – 337 م) و مادرش هلن مسيحي شدند، هلن اجساد اين سه نفر را به كنستانتينوپل منتقل كرد. اين اجساد سپس به ميلان منتقل شدند. در سال 1162 م فردريك باباروسا اجساد اين سه نفر را از ميلان منتقل و به اسقف اعظم شهر كلن سپرد و امروزه مزار آنان در كليساي جامع كلن آلمان، كهن ترين ارتباط بين دو ملت (ايران و آلمان) را نشان ميدهد.‏‎

 

منتشره در روزنامه همشهري 24 تير 1379

بمناسبت سفر رئیس جمهور به آلمان