آيا سريالهاي تاريخي ارزش نقد علمي را دارند؟

برخي دوستان و دانشجويان علاقمند به علم تاريخ، گهگاه تماس ميگيرند و گاه كه مرا ميبينند، از برخي مسائل تاريخي موجود در سريالهاي تلويزيوني ميپرسند و زماني كه از انعكاس غلط برخي واقعيتهاي تاريخي مطلع ميگردند از امثال من تاريخ خوانده انتظار پاسخ به آن مطالب را دارند. سريال "سالهاي مشروطه" كه چندی پیش شبها و روزها و نيمروزها و ... از تلويزيون پخش ميگردد، به اين پرسشها دامن ميزند و انتظار از اهل تاريخ (البته از نوع دانشگاهيش) را بالا ميبرد. بقول معروف من كه تلويزيون نگاه نمي كنم اما تا اينجا بيش از صد ايراد فاحش تاريخي، جغرافيايي، سندي، زباني، پوششي، شخصيتي، ... در آن ديده ميشود. البته نگاه نكردن من هم بخاطر بي ارزش يا كم ارزش بودن كار سازندگان تلويزيوني نيست. بيشتر بخاطر آن است كه شبكه مورد نظر در منزل ما بخوبي قابل رويت نيست. چرا قزاقها لباس ژندارمي پوشيده اند؟ چرا زني پس از شصت و چند سال (50 سال سلطنت ناصرالدين شاه، 11 سال سلطنت مظفرالدين شاه، 3 سال سلطنت محمد علي شاه) ...

ادامه نوشته

نقش سکه در گسترش زبان فارسی در شبه‌قاره

متني از سخنراني در فرهنگستان زبان و ادب فارسي بانتخاب سايت آنجا:

  

نقش سکه در گسترش زبان فارسی در شبه‌قاره

موضوع گسترش زبان و ادبیات فارسی در شبه‌قاره را، مانند هر نقطهٔ دیگر جهان، می‌توان از طریق آثار به‌جامانده، همچون کتاب‌ها و نسخه‌های خطی و سندها و کتیبه‌ها شناخت. اما در این میان، یکی از منظرهای کمتر شناخته شده، نگاه سکه‌شناسانه به این موضوع است. پرسش‌هایی که در این حوزه طرح می‌شوند عبارت‌اند از: آیا گسترش یا جلوگیری از گسترش زبان فارسی در شبه قاره، ارتباطی با سیاست‌های به‌ظاهر اقتصادی صِرف در ضراب‌خانه‌های استعماری داشته است یا نه؟ آیا ضراب‌خانه‌ها نیز به‌مثابهٔ ارگانی فرهنگی، از سیاست‌هایی کلی پیروی می‌کرده‌اند؟ آیا در این زمینه، نکته‌هایی هست که همچنان از دید ما پنهان مانده باشد؟

 

ادامه نوشته

لطفأ طرح ما را بدزدید و اجرا کنید

1: ) ضرورت بررسی 30 سال پژوهش آرشیوی در ایران

وقوع انقلاب اسلامي، بنوعي وقوع انقلابي در مطالعات تاريخی و آرشيوي بود. از بين رفتن هر نظام سياسي به دشمنان و حتی دوستانش اجازه ميدهد تا به اسناد و مدارك كتبي و شفاهي نظام سابق اهميت حتي بيش از استحقاقش دهد. دشمنان نظام سابق و دوستان نظام جديد و (حتي فراريان نظام سابق) هريك بنوعي سعي در خاطره نويسي و تاريخ نويسي و گاه تاريخ سازي دارند. اين تلاشها براي توجيه عملكرد سياسي و اجتماعي اين گروه هاست.

ادامه نوشته

اميدوار به شفاعت بي بي مريم

فرانسيس ريشارد رافائل دومان: فرستاده اي به ايران در سده هفدهم پاريس: انتشارات هارماتن 1995، دو جلد (318 + 403 صص)

Francis Richard  Raphael du Mans : missionnaire en Perse au XVIIe s. Paris: Editions L`Hartmattan 1995, 2 tom. [318+403 pp.]

در ميان دولتهاي بزرگ اروپايي در سده شانزدهم ميلادي/ دهم هجري، دولت فرانسه ديرتر از همه به فكر ارتباط و تجارت با شرق شد. جدا از نامه شاه عباس به هانري چهارم كه سر آنتوني شرلي حامل آن بود، ارتباط جدي بين دو طرف بوجود نيامد و هرچند در نيمه نخست سده هفدهم كاردينال ريشيليو Richelieu سعي كرد با فرستادن لوئي دهاي  Louis des Hayes به ايران تلاشي را آغاز نمايد اما دهاي هرگز به ايران نرسيد. در نيمه دوم سده هفدهم بود كه با روي كار آمدن ژان باپتيست كلبر سياست شرقي فرانسه وضع فعالي بخود گرفت. ابتدا پر پاسيفيك دو پروونس  Pere Pacifique de Provins از فرقه كاتوليك كاپوسن به عنوان فرستاده (و نه سفير) به ايران آمد و در اصفهان ماند و فعاليتهاي بيشتر مذهبي را افزايش داد. اما سهم عمده در فعال شدن فرانسويان در ايران با پر رافائل دومان بود.

ادامه نوشته

شناسنامة  ادبیات تاجیک

امسال (2006) برابر با هشتادمین سال چاپ کتاب نمونة ادبیات تاجیک، نوشتة جاودانی صدرالدین عینی، پدر ادبیات نوین تاجیک است که در سال 1926 در مسکو به چاپ رسیده است. این کتاب که با حروف عربی منتشر شده بود، هنوز در ایران منتشر نشده و ضرورت دارد منتشر گردد.

سقوط دولت خان بخارا در سال 1920 میلادی و تشکیل جمهوری شوروی خلق بخارا که سپس با ادغام جمهوری های شوروی خلق خوارزم و ترکستان، کشور نوین جمهوری شوروی ازبکستان را تأسیس کرد، زبان ازبکی را بر کشور تازه تأسیس غالب کرد. حاکمان جدید، تاجیکان و تاجیکی را قوم و لهجه ای نوپا برشمرده، هیچ حقی برای آن قائل نبودند. در سال 1924 تاجیکستان به مقام جمهوری شوروی خودمختار (در دل جمهوری شوروی ازبکستان) ارتقا یافت که برخی حتی همین را بر نمی تافتند. در این میانه تاجیکانی چون صدرالدین عینی

تاریخ جنبش‏ها و تکاپوهای فراماسونگری در کشورهای اسلامی

 عبد الهادی حائری: تاریخ جنبش‏ها و تکاپوهای فراماسونگری در کشورهای اسلامی، مشهد: موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، 1368، 251 ص.

 فراماسونری سازمانی است بالطبیعه اسرارآمیز، و بدیهی است که‏ تاریخ‏نویسی هر جریان رازآلودی، خالی از عیب و نقص، و نیز خالی‏ از مشکلات نیست. در کشور ما، تحقیق و تالیف درباره فراماسونری‏ (بدون در نظرگرفتن: هدف، روش، نظرگاه محقق، و نتیجه تحقیق) در وهله اول مورد سوال است. متاسفانه گروه‏هایی که با اهداف سیاسی‏ به دنبال تاریخ می‏روند اولین ایجادکنندگان سوال درباره تحقیقات‏ فراماسونری هستند.

 

ادامه نوشته

بازرگانان هندی‏ و سقوط صفویه

نوشته: خوان کوله

ترجمه: محسن جعفري مذهب

استفن فردریک دیل: بازرگان هندی و تجارت اوراسیا 1600-1750 م/1008-1163 هـ، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج،۱۹۹۴ ،۱62 ص.

Trade Eurasian The and Merchants Indian Cambridge ، Dale Fredric Stephen ،1750-1600 Cambridge ، Civilization Islamic In Studies . pp 162، 1994، Press University Cambridge

استفن دیل تاریخ‏نگار آسیای جنوبی در دانشگاه‏ ایالتی اوهایو است که موفق به گردآوری دو رساله در این‏ کتاب کم حجم شده است. نخستین رساله، مقاله‏ای‏ تحلیلی، دربارهء دسته‏های بازرگانان هندی در امپراتوری‏های مغول (هند) و صفوی، و در خانات آسیای‏ میانه است. .

ادامه نوشته

سعدي در خندق طرابلس

شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي در نوشته های خود بویژه کتاب مستطاب گلستان، داستانهای فراوان آورده و در بیشتر آنها چنان سخن گفته که انگار مطالب آن را خود گفته، خود شنیده، یا خود دیده است. اشارات او در گلستان به تجربیات شخصی خود نیز چندان کم نیست. از تجربه های شخصی او که شاید زن ستیزانه ترین مطالب او نیز باشد، داستان زیر در باب دوم (در اخلاق درويشان) كتاب گلستان است:

از صحبت ياران دمشقم ملالتي پديد آمده بود. سر در بيابان قدس نهادم و با حيوانات انس گرفتم تا وقتي كه اسير فرنگ شدم. در خندق طرابلس با جهودانم به كار گل بداشتند. يكي از رؤساي حلب كه سابقه اي ميان ما بود گذر كرد و بشناخت و گفت : اي فلان اين چه حالت است؟ گفتم چه گويم:

ادامه نوشته

جامع التواريخ (تاريخ سلاطين خوارزم)

جامع التواريخ (تاريخ سلاطين خوارزم) رشيدالدين فضل الله همداني، تصحيح دكتر محمد روشن، مركز نشر ميراث مكتوب، 1389

خوارزمشاهیان را اعقاب انوشتکین غرجه بودند که او غلام بلکاتکین و او غلام سلطان ملکشاه سلجوقی بود. سلطان ملکشاه پس از بلکاتکین منصب تشت داری را به او داد و از آنجا که مالیات خوارزم مختص تشت دار بود او نیز شحنه خوارزم شده او تا آخر عمر این مقام را داشت پس از او پسرش قطب الدین محمد در زمان سلطان برکیارق والی خوارزم شد و از آن زمان او را خوارزمشاه خواندند. او از سال 491 – 523 هـ/ 1098 – 1128 م خوارزمشاه بود.

ادامه نوشته

عضدالدوله ديلمى و روپيه هندى

مقاله كتابخانه هاى جهان اسلام در قرون وسطى را كه توسط محمدرستم ديوان نوشته و توسط سيدحسين اسلامى ترجمه شده بود، در شماره 29 و30 نشريه آينه پژوهش خواندم و از آن استفاده بردم. چيزى كه بيش از متن مقاله برايم جالب توجه بود واحدهاى پولى مذكور در آن بود. در مقاله خواندم كه:

در دوران واثق، محمد بن عبدالملك زيّات وزير واثق هر ماه مبلغ ده هزار روپيه هزينه ترجمه و نسخه بردارى كتابها مى كرد) (ص21 ستون اول)

يا:

ادامه نوشته

استرابادي‌، ميرزامحمد مهدي‌

اِسْتَرابادي‌، ميرزا محمد مهدي‌ خان‌ (د ح‌ 1173ق‌/1760م‌) فرزند محمدنصير، منشى‌ و وقايع‌ نگار نادرشاه‌ افشار. استرابادي‌، به‌ گفتة برخى‌ از نويسندگان‌ معاصرش‌، در شعر كوكب‌ تخلص‌ مى‌كرده‌ است‌ (كشميري‌، 10، 111). واله‌ داغستانى‌ (نك: ذيل‌ كوكب‌) نيز شرح‌ حال‌ او را با نام‌ ميرزا مهدي‌ كوكب‌ آورده‌ است‌ (نيز نك: على‌حسن‌ خان‌، 344، 379). از اين‌ رو، جمعى‌ از محققان‌ معاصر، ميرزا مهدي‌ استرابادي‌ و ميرزا مهدي‌ كوكب‌ را دو نفر دانسته‌اند (آقابزرگ‌، 9(3)/924- 925؛ مركزي‌، 2/272؛ صفا، 5/1806؛ انوار، 3- 5)، اما اثبات‌ اين‌ نكته‌ كه‌ ميرزا مهدي‌ كوكب‌ همان‌ استرابادي‌ نيست‌، به‌ دلايل‌ و شواهد قاطع‌ نيازمند است‌.

ادامه نوشته

سفرهاى علمى ابن عساكر در ايران

  سفرهاى علمى ابن عساكر در ايران

 نوشته: صلاح الدين منجّد

ترجمه: محسن جعفرى مذهب

ابن عساكر (د. 571 ق) دانشمند نامدار مسلمان، همانند ديگر دانشمندان مسلمان، براى يافتن علم و گردآوردى مواد مورد نياز پژوهش‏هاى خويش، بيش‏تر سرزمين‏هاى پهناور اسلامى را درنورديد. بهره‏گيرى از مكاتب مختلف علمى و حوزه‏هاى گوناگون در سرزمين‏هاى متفاوت اسلامى، نه فقط مديون نبود مرزهاى امروزين، بلكه مديون همت دانشمندانى بود كه كسب علم را در چين، و صيد دانش را حتى در دل منافق و دشمن، از واجبات دينى خود مى‏شمردند. ابن عساكر نيز، مانند ديگر همكاران خود، منابع دريافت علم خود را معرفى مى‏كرد؛ و چه موهبتى براى ما ارزشمندتر از اين‏كه از استادان ايرانى و ايرانى تبار فراوانى بهره برده است.

ضرورت حق شناسی

دیروز در حرم حضرت عبدالعظیم سراغ مزار ستارخان رفتم که غریبانه در انبوه گورها پنهان شده است.

یکصد سال پیش که محمد علی شاه قاجار مجلس شورای ملی را بتوپ بست و بساط مشروطیت را برچید، مشروطه خواهان برجسته ای کشته شدند و برخی به خارج گریختند و بیشتری ساکت و تسلیم و اسیر شدند. مدت کمی گذشت و جنبش مقاومتی در تبریز آغاز شد که سردمداران آن دو تبریزی بظاهر عوام و بی سواد بودند که پرچم مقاومت را برپا کردند و مایه دلگرمی دیگر مبارزان شده و درست یکصد سال پیش بسوی محو استبداد حرکت کرده و در همین زمانها بود که مبارزان شمال که از رشت حرکت کرده بودند شهر قزوین را گرفته و مبارزان بختیاری .....

ادامه نوشته

پژوهشهاي تركي – ايراني

عثمان غازي اوزگودنلي: پژوهشهاي تاريخي تركي - ايراني سده هاي مياني، استانبول: 2006، 528 صص

 Osman G. Özgüdenli:  Ortaçağ Türk - İran - Tarihi Araştırmaları, Istanbul : 2006

پژوهشهاي تاريخي تركي - ايراني سده هاي مياني مجموعه مقالات عثمان غازي اوزگودنلي، استاد دانشگاه مرمره است كه پيشتر در سالهاي 1999 تا 2005 بصورت مقاله در نشريات، كتابها و دائره المعارفها بزبان تركي منتشر شده بودند . عثمان غازي تاريخ ايران در دوره حكومتهاي تركي (از سلجوقي تا تيموري) و روابط متقابل صفوي - عثماني را مورد بررسي قرار داده است. 

ادامه نوشته

لهستانيان و ايران

لهستانيان و ايران عنوان كتاب عليرضا دولتشاهي است كه قرار است يكشنبه آينده همين ساعتها در خانه كتاب نقد و بررسي گردد. در اين مراسم چند نفر صحبت خواهند كرد:

سركار خانم مونيكا ناوراتسكا (Monika Nawracka ): ايرانشناس لهستاني. دانشجوي دوره دكتري ادبيات فارسي. 

جناب آقاي رضا نيكپور: كارشناس ارشد تاريخ و پژوهشگر در حوزه لهستان، بويژه حضور لهستانيان در ايران در طي جنگ دوم جهاني.

عليرضا دولتشاهي: نويسنده آثاري چند درباره لهستان و كتابدار كتابخانه ملي ملك.

و خودم ...

ساعت ۱۷ تا ۱۹ ، يكشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷

از علاقمندان درخواست دارم خود را به نشاني زير برسانند:

خيابان انقلاب،فلسطين جنوبي،كوچه خواجه نصير، شماره ۱۰، خانه كتاب.  

هزاره سلجوقیان

سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، بعد از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که بعد از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با کفار صادر کرد.

میکاییل سه پسر داشت به نامهای یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر بعد از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛

ادامه نوشته

انجمن علمي تاريخ (9)

همانگونه كه پيشتر نوشتم:

"حدود هشتاد نفر از استادان و دانشجويان مقاطع مختلف گردآمدند و فرم عضويت را پر كردند و به استناد همان فرمهاي پر شده، حق شركت در انتخابات يافته و گروهي را براي هيئت مديره انجمن براي دو سال برگزيدند"

دكتر فرهاني منفرد در گزارش خود نوشته اند:

ادامه نوشته

تشکیلات صفويه پيش از تشکیل صفويه

نويسندة مقاله تاورنيه در دانشنامه جهان اسلام نوشته است:

"تاورنیه در مورد سازمان اداری و حکومت صفویان مطالب جالبی آورده که بعضی نکات آن را قبلاً عبدالرزاق سمرقندی (متوفی 887) در مطلع السعدین ذکر کرده بوده است (کاترمر، 1843، ص 323، 366، 368)."

جالب است كه عبدالرزاق سمرقندي توانسته سازمان اداري صفويان پس از خود را پيش بيني كند. از آن جالبتر آنكه نويسندة مقاله، اشارات پيش صفوي عبدالرزاق سمرقندي و نيز تاورنيه را، نه بروايت از آن دو، بلكه از ديگر منبع حتمأ صفوي (!! كاترمر) نقل كرده است؟!

انجمن علمي تاريخ (8)

بالاخره انجمن علمي تاريخ تشكيل شد و حدود هشتاد نفر از استادان و دانشجويان مقاطع مختلف گردآمدند و فرم عضويت را پر كردند و به استناد همان فرمهاي پر شده، حق شركت در انتخابات يافته و گروهي را براي هيئت مديره انجمن براي دو سال برگزيدند.

گزارشي از آن را دكتر فرهاني منفرد آورده اند:

 

ادامه نوشته

انجمن علمي تاريخ (7)

دكتر فرهاني منفرد در تازه ترين يادداشت خود آورده اند:

پنجم اردیبهشت و نشست انجمن علمی تاریخ‏

پنجم اردیبهشت ماه، در سالن اجتماعات شماره‌ی یک دانشگاه الزهراء از ساعت 9 صبح نشست انجمن علمی تاریخ برگزار می‌شود. در این نشست گزارشی از چگونگی فراهم آمدن مقدمات تشکیل انجمن تاریخ ارائه می‌شود. سپس برگه‌های عضویت توزیع می‌شود و  از میان اعضاء کسانی که در برگه‌ای جداگانه، به‌صورت مخفی برای عضویت ...

ادامه نوشته

انجمن علمی تاریخ (6)

الزامات انجمنهای هزاره سوم

 

ایجاد انجمنهای علمی و تخصصی سابقه طولانی دارد. نمی خواهم مانند فراماسونها سابقه آن را بزمان حضرت آدم ببرم. انجمنهای علمی و فرهنگی در کشورمان نیز کمابیش سابقه روشنی دارند. مجالس مشاعره سلطان محمود و لغز خوانی تیموریان و مجالس شبانه صفویان و شب نشینیهای قاجاریه، تا انجمنهای نیمه سیاسی مشروطه و انجمنهای ادبی پس از آن. دوره های منازل اساتید و بزرگان که مجلس اطلاع رسانی وقایع روز ایران و جهان بود. اگر کسی دوستی را در خیابان میدید و می پرسید تازه چه خبر؟ می شنید که: جمعه که خدمت رسیدیم حضورأ عرض می کنم.

ادامه نوشته

انجمن علمي تاريخ (5)

ساعتي پيش توسط پست، پاكتي به محل كارم رسيد كه در ساعت 10:17:42 روز 25/1/1387 به پست سپرده شده بود. پاكت را باز مي كنم. در داخل پاكت دو نامه است:

نامه اول خطاب به شخصيتي حقوقي، داير بر خبر تأسيس انجمن تاريخ، دعوت به شركت در اولين مجمع عمومي آن، و درخواست اطلاع به همكاران محترم، و دومي 5 دعوت نامه اي براي شركت در همان نشست كه يكي نام مرا بر خود و پاكت دارد و 4 دعوت نامه بي نام امضا شده و پاكت سفيد، كه قاعدتأ من بايد به همكارانم برسانم. نامه امضاي "به نمايندگي هيئت موسس انجمن علمي 20/1/1387" را دارد. دستور نشست اينگونه آمده:

 

ادامه نوشته

انجمن علمي تاريخ (4)

من در مقام بازرس بيروني:

هر انجمني بازرسي دارد كه فعاليتهاي انجمن را زير نظر دارد: از فعل و انفعالات علمي، مالي، حقوقي، تبليغاتي، اخلاقي، و ... . بازرس توسط اعضا انتخاب مي گردد و معمولأ در پايان هر سال گزارشي از فعاليتهاي انجام شده و انجام نشده ميدهد. گزارش بازرس آنقدر ارزش دارد كه انتخاب يا عدم انتخاب برخي موكول به گزارش است. هرچند بايد پذيرفت كه بيشتر گزارشهاي بازرسان ما جنبه تعارف و تأئيد وضع موجود را دارد. من خود ترديد ندارم كه داشتن منتقد چقدر به پيشرفت كار كمك مي كند. با اعتقادي كه به اهميت نقد و بازرسي از سويي، و بهره گيري از فن آوري نوين و مجازي از سوي ديگر دارم، از موسسان و هيئت مديرة در راه، و اعضاي محترم انجمن علمي تاريخ تقاضا دارم مرا بعنوان بازرس بيروني و خودخواندة انجمن بپذيرند.

 

 

 

انجمن علمي تاريخ (۹)

انجمن علمي تاريخ (۸)

انجمن علمي تاريخ (۷)

انجمن علمي تاريخ (۶)  

انجمن علمي تاريخ (۵) 

انجمن علمي تاريخ (3)

انجمن علمي تاريخ (2)

انجمن علمي تاريخ (1)

انجمن علمي تاريخ (2)

امروز (14/1/1387) دقيقأ 2 ماه از يادداشت دكتر فرهاني منفرد (منتشره در 11/11/1386) و يكماه از يادداشت من (منتشره در 13/12/1386) مي گذرد و هيچ كدام از موسسان انجمن تازه تأسيس سري به نوشته هايمان نزده و نظري نداده اند. شايد از بي خبري يا بي حالي يا بي نظري يا بي طرفي يا بي ... باشد . آيا اختيارمان به چه كساني خواهيم سپرد؟ آيا اين چنين انجمني توان انجام خواسته ها و انتظارات اهل تاريخ و پاسخگويي به مشكلات و شبهات را دارد؟

درست است كه هر گروهي حق ساختن هرگونه انجمني را دارد، اما آيا مي تواند خود را نماينده كساني بداند كه آن را نمي شناسند؟ امتحان خوبي بود.

 

 

 

انجمن علمي تاريخ (۹)

انجمن علمي تاريخ (۸)

انجمن علمي تاريخ (۷)

انجمن علمي تاريخ (۶)  

انجمن علمي تاريخ (۵)

انجمن علمي تاريخ (۴)

انجمن علمي تاريخ (۳)

انجمن علمي تاريخ (1)

انجمن علمي تاريخ (1)

دربارة تأسيس انجمن علمي تاريخ سالهاست كه چيزهايي ميشنويم. اخيرأ دوباره خبرهايي بگوش رسيده كه حاكي از تأسيس آن است. عجالتأ اگر بدليل بي خبري از واقعيات از گفته ها و شنيده ها بگذريم، جدي ترين مطلب را در سايت دوست عزيزم دكتر مهدي فرهاني منفرد خوانده ام كه در جريان كامل بوده اند و در تاريخ ‏۱۳۸۶/۱۱/۱۱ نوشته اند كه عينأ مي آورم:

انجمن علمی تاریخ؛ بیم‌ها و امیدها

شاید بتوان گفت موضوع ایجاد انجمن علمی تاریخ در ایران به گرهی کور تبدیل شده‌است. سال‌هاست

ادامه نوشته