شعر و شعار و نام خلیج فارس

 یکی از نویسندگان ايراني در تأکید بر نام خلیج فارس در کلام جمال عبدالناصر نوشت:

"مقاله جمال عبدالناصر پس از سخنرانی معروف او "خطاب تأمیم قناه السویس" 26/7/1956 برای اعلام ملی کردن کانال سوئز «که فریاد زد:کنا سنعمل: حتی یمتد العربی من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی». سخنرانی ناصر روز بعد در همه روزنامه های از جمله الاهرام منتشر شد. و سپس این جمله به شاه بیت سرودی انقلابی تبدیل شد و سرود "من المحیط الاطلسی الی خلیج الفارسی" مرتب از رادیو قاهره پخش می شد. همچنین مقاله عبدالناصر که در روزنامه های عربی و از جمله در مجله دارالهلال ینابر [کذا] سال 1957 با عنوان "عرب امتی یگانه" چاپ شده که در آن "الخلیج الفارسی" در اشاره به مرزهای وطن عربی "من شاطی الخلیج الفارسی الی شاطی الاطلسی" چاپ شده است"

ادامه نوشته

آنگاه خورده شديم كه ...

داستان ادغام، الحاق يا ... سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران (يا شايد تنها كتابخانه ملي) با نهاد كتابخانه هاي عمومي را شنيده ايم. برخي نگران شده اند و تصميمات ابتدايي را بچالش كشيده اند و از مشكلات كار ميگويند. داستان عمومي شدن كتابخانه ملي آن زماني آغاز شد كه مسئولين سازمان براي بالا بردن آمار مراجعان، انواع و اقسام روشها را بكار بردند و افراد گوناگوني را فله اي بعضويت سازمان درآوردند و كتابخانه ملي را به "قرائتخانه ملي" تبديل كردند. حتمأ داستان آن شير را  شنيده ايد كه با سه گاو رفيق شده بود. با دوتاي آنها رفيق شد و سومي را خورد سپس با يكي از آن دو رفاقتي بهم زد و دومي را خورد. زماني كه به گاو سوم پيشنهاد خورده شدن داد جواب شنيد كه "آنگاه خورده شدم كه گاو اول خورده شده بود"!

اتفاقأ همان خشت اول

مقالة "خشت اول: باز شناسی و باز خوانی اسناد و نسخه های توبه نامة سید علی محمد باب" در ویژه نامة هشتمین آئین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (پیام بهارستان، شماره 78، آذر 1386) بسیار سودمند و روشنگر بود. اتفاقأ عنوان "خشت اول"، خواننده را بیاد مثل معروف می اندازد، و باز هم اتفاقأ مثل مناسبی است و بهانه ای برای نوشتن این یادداشت.

یادم رفت در آغاز بگویم اشهد ان لا اله الا الله، و اشهد ان محمدأ رسول الله، و بر سر سخن روم.

ادامه نوشته

گنجينة سماكو: يادداشتي قديمي

رياست محترم سازمان اسناد و كتابخانة ملي ايران در آغاز مهر ماه امسال (1382) سفري به بلغارستان داشتند و از جمله تحفه آن براي كتابخانة ملي، كتاب ارزشمند "كتابها، كتابخانه ها و آرشيوهاي سماكو" بود كه به كوشش خانم استويانكا كندرووا در سال 2002 در صوفيه منتشر شده و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در بلغارستان نيز سهمي در انتشار آن داشت.

سماكو Samoko كه در دورة اشغال بدست عثمانيان "صماقو" نام داشت از شهرهاي مسلمان نشين بلغارستان است كه پس از تصرف عثمانيان بواسطة اسلام آوردن بلغارها و مهاجرت تركان عثماني، يكي از كانونهاي مسلمانان در بلغارستان شد. در مدارس و مساجد و كتابخانه هاي اين شهردر دورة عثماني، مانند همة شهرهاي اسلامي، كتابهاي فراواني وقف شد و اوقاف زيادي براي حفظ و ترويج و تكثير آن از سوي خيران تدارك ديده شد.

ادامه نوشته

كتابخانه ملي مجلس

زماني كه آقاي رسول جعفريان در میانه سال 1387 بریاست کتابخانه مجلس رسید سخنانی گفت و مصاحبه هایی فرمود که حرفهای جدیدی داشت و ... . برخی اشتباههای شاید لپی درباره کتابخانه ملی فرمود که باعث شد کسانی مانند من در مقام دفاع از کتابخانه ملی ایران، برخی یادداشتها درباره آن سخنان بنویسیم و بر ایشان بتازیم. برخی گزارشها درباره نحوه دیجیتال کردن منابع آنجا نیز بر تشویشها افزود. حتی یکی از مدیران ایشان افتخار میکرد که منابع را دیجیتال میکنیم حتی اگر تا 50 درصد آسیب ببینند. اینک پس از دو سال و نیم که کارنامه كتابخانه مجلس شورای اسلامی را میبینم و دوستانی که از خدمت رسانی آنجا راضیند، گمان دارم باید این یادداشت را بنویسم.

اگر در تعریفی عام و موسع کتابخانه ملی را مکانی در دسترس همگان، با حداقل مدرک (کارت ملی) برای ورود، با کمترین موانع ورود و دسترسی، با سرعت دسترسی مراجعان به منابع، با کمترین هزینه ممکن، با دسترسی و اجازه بارگذاری رایگان از روی سایت سازمان، ... بدانیم (هرچند با برخی تعاریف کتابدارانه در توافق نیست) باید کتابخانه مجلس را، کتابخانه ملی مجلس بخوانم و بر آن اصرار ورزم.

از سویی باید بپذیریم اگر درباره کسی پیش داوری کردیم درصورت رفع سوتفاهم، داوری خود را عوض کنیم و اگر عملکرد سازمانی را موفق دانستیم از آن تشکر نماییم. کتابخانه ملی مجلس مصداق دسترسی آسان، ارزان، و سریع به اطلاعات است.