زماني كه آقاي رسول جعفريان در میانه سال 1387 بریاست کتابخانه مجلس رسید سخنانی گفت و مصاحبه هایی فرمود که حرفهای جدیدی داشت و ... . برخی اشتباههای شاید لپی درباره کتابخانه ملی فرمود که باعث شد کسانی مانند من در مقام دفاع از کتابخانه ملی ایران، برخی یادداشتها درباره آن سخنان بنویسیم و بر ایشان بتازیم. برخی گزارشها درباره نحوه دیجیتال کردن منابع آنجا نیز بر تشویشها افزود. حتی یکی از مدیران ایشان افتخار میکرد که منابع را دیجیتال میکنیم حتی اگر تا 50 درصد آسیب ببینند. اینک پس از دو سال و نیم که کارنامه كتابخانه مجلس شورای اسلامی را میبینم و دوستانی که از خدمت رسانی آنجا راضیند، گمان دارم باید این یادداشت را بنویسم.

اگر در تعریفی عام و موسع کتابخانه ملی را مکانی در دسترس همگان، با حداقل مدرک (کارت ملی) برای ورود، با کمترین موانع ورود و دسترسی، با سرعت دسترسی مراجعان به منابع، با کمترین هزینه ممکن، با دسترسی و اجازه بارگذاری رایگان از روی سایت سازمان، ... بدانیم (هرچند با برخی تعاریف کتابدارانه در توافق نیست) باید کتابخانه مجلس را، کتابخانه ملی مجلس بخوانم و بر آن اصرار ورزم.

از سویی باید بپذیریم اگر درباره کسی پیش داوری کردیم درصورت رفع سوتفاهم، داوری خود را عوض کنیم و اگر عملکرد سازمانی را موفق دانستیم از آن تشکر نماییم. کتابخانه ملی مجلس مصداق دسترسی آسان، ارزان، و سریع به اطلاعات است.