از بقال خرزویل تا حیرت ایرانی

در همایش «بازنمایی ایران و ایرانی در سفرنامه‌ها» مطرح شد:
 

نفیسه حاجاتی

وقتی یک سفرنامه تاریخی را می‌خوانیم، سوالات مختلفی ممکن است برایمان پیش بیایند. مثلا اینکه از کجا بفهمیم مطالب مطرح شده، به تمامی درست هستند؟ روایت‌های بیگانگان از ایرانیان تا چه حد به زندگی واقعی مردمان آن تاریخ شبیه است ؟ از طرف دیگر جالب است که بدانیم ایرانی‌ها چه طور از «فرنگ» روایت کرده‌اند. گزارش پیش رو روایتی است از همایش اخیر موزه ملی ملک که با حضور پژوهشگران و علاقه مندان تاریخ و گردشگری و برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی برگزار شد.

در «همایش بازنمایی ایران و ایرانی در سفرنامه‌ها» شش مقاله با عناوین «مستندسازی سفرنامه‌ها بر مبنای منابع تاریخی» با ارائه محسن جعفری مذهب، «ایرانیان از منظر بیگانگانی که در ایران مسوولیت داشته‌اند» با ارائه محمدرضا جوادی یگانه، «فهم سفرنامه‌ها؛ از حقیقت گویی تا غرض ورزی» با ارائه جبار رحمانی، «بازنمایی ایران باستان در نوشته‌های یوناینان و رومیان» با ارائه زاگرس زند، «حیرت ایرانی؛ خودباختگی یا خودانتقادی» با ارائه سعیده زاد قناد و «هنر ایرانی در سفرنامه‌ها» با ارائه رضا مختاری اصفهانی برای مخاطبان علاقه مند به گردشگری و تاریخ ارائه شدند. دکتر محسن جعفری مذهب ضمن ارائه  مقاله خود گفت: « یکی از موضوعات چالش برانگیز و مهم در مقوله سفرنامه‌پژوهی، اعتبارسنجی این دست از آثار در مطالعات حوزه تاریخی، بررسی آداب و رسوم و فرهنگ‌ها و خلقیات ملل است».او به ورود ناصرخسرو از منجیل و رسیدنش به روستایی به نام «خرزویل» اشاره کرد. در این روستا برادر ناصرخسرو به یک بقالی می‌رود. بقال از او می‌پرسد که چه چیزی می‌خواهد؟ او می‌گوید هر چه داشته باشی، می‌خریم چون مسافریم. بقال جواب می‌دهد: هیچ ندارم! از آن به بعد «بقال خرزویل» یک ضرب المثل می‌شود.او از این مثال استفاده کرد که بگوید سفرنامه‌نویسان گاه از یک تجربه، یک ضرب‌المثل ساخته‌‌اند و به عبارتی، یک تجربه را که در یک فضا و شرایط خاص به وجود آمده، به صورت حکم کلی جلوه داده‌اند. در حالی که باید دید در چه بستری این تصور برای سفرنامه‌نویس به وجود آمده. همچنین شناخت مبدا زبان نویسنده، خط و آواشناسی از جمله ملزومات پژوهش در سفرنامه‌ها هستند.

       وقتی اروپایی ها هنوز فیل ندیده بودند!
عضو هیات علمی مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران همچنین تاکید کرد که نسخه‌های خطی سفرنامه‌‌ها تفاوت‌هایی با سفرنامه اولیه دارند، چرا که ممکن بوده کاتب‌ها برخی از مطالب را موقع نوشتن حذف و حتی تصاویری بر مبنای روایت‌های سفرنامه‌نویس خلق کنند که از واقعیت دور است. مثلا مارکوپولو وقتی از فیل حرف می‌زد، اروپایی‌ها هنوز این حیوان را ندیده بودند. او فیل را حیوانی تنومند با دماغی بزرگ توصیف می‌کند و تصویری که بعدا در کتابش می‌بینیم تصویر حیوانی شبیه اسب آبی است که یک گردان سرباز روی او سوار شده‌اند!

     شما فقط نوک کوه یخ را می بینید!
به گفته محسن جعفری مذهب، پژوهش در سفرنامه‌های تاریخی وقتی زبان سفرنامه‌نویس انگلیسی نبوده‌است، از این هم بغرنج‌تر می‌شود. چرا که برخی از سفرنامه‌های فعلی از روی نسخه‌های ترجمه‌شده به فارسی بازگردانده شده‌اند. همچنین باید توجه کرد که با سفرنامه‌های مختلف نباید برخورد یکسان کرد. مخصوصا میزان تسلط سفرنامه‌نویس‌ به زبان فارسی، شغل، مدت حضور و انگیزه‌اش از سفر از جمله مواردی هستند که در نوشتار سفرنامه تاثیر مستقیم دارند و پژوهشگران می‌بایست هنگام خوانش سفرنامه‌ها به همه موارد پیرامونی دقت کند و همیشه به این نکته توجه داشته باشد که متن پیش رو در خوش بینانه ترین صورت، فقط بخشی از واقعیت است. به عبارتی خیلی از روایت‌ها و قضاوت‌هایی که در سفرنامه‌ها می‌خوانیم نوک کوه یخ هستند و نیاز است که درباره آنها پژوهش شود.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/19182

هزاره قدیمی‌ترین سفرنامه‌نویس ایران آغاز شد

نگاهی به سفر ناصرخسرو
 

مارکوپولو و ابن بطوطه دو نامی هستند که در میان اعراب و اروپایی‌ها جایگاه ویژه‌ای دارند. اروپایی‌‌ها با افتخار از تاجر و جهانگرد ونیزی‌شان می‌گویند که متولد 15 سپتامبر 1254 میلادی بود. ابن بطوطه مراکشی هم که در  سال 1304 میلادی در کشور مغرب به دنیا آمد، حالا مورد توجه اعراب است، اما ما ایرانی‌ها ناصرخسرو را داریم که سوم سپتامبر 1004 میلادی در روستای قبادیان بلخ که در آن روزگار جزئی از خاک ایران محسوب می‌شد، به دنیا آمد. دکتر محسن جعفری مذهب، در گفت و گو با اصفهان زیبا ضمن اظهار تاسف در مورد بی‌‌توجهی ایرانیان به داشته‌های خودشان، گفت: «ما الان در هزاره قدیمی‌ترین سفرنامه ایرانی هستیم، ولی متاسفانه اصلا به این مهم توجه نکردیم. 23 شعبان 437 قمری ناصرخسرو سفرش را آغاز کرد و حالا در سال 1437 قمری هستیم». بی‌توجهی ما به قدیمی‌ترین سفرنامه‌نویس ایران در جایی است که مارکوپولو و ابن بطوطه با سابقه‌ای به مراتب کمتر، از جایگاه مهمی دردنیا برخوردارند. ناصر خسرو، شاعر، حکیم و جهانگرد ایرانی در سال 1088 میلادی در بلخ متولد شد و به عبارتی بیشتر از 300 سال قبل از دو سفرنامه‌نویس مطرح اروپایی، سفرنامه‌نویسی را آغاز کرد. به گفته  مدیر سرای ایران شناسی، ناصرخسرو نخستین كسی است كه خاطرات مسافرت خود را آگاهانه در قالب سفرنامه نوشته و برای ما به‌جای نهاده و از آنجا كه كمتر كتاب فارسی هزار ساله داریم بهتر است قدر این گنج هزارساله را بهتر بدانیم.سفرنامه‌نویسی محصول دوره آرامش اقتصادی و افزاینده رشد علمی است. ابن فضلان انگیزه سفر خود را درخواست شاه روس‌ها (صقالبه) از خلیفه برای ارسال دانشمندان اسلامی برای آشنا ساختن اسلاوها با آئین اسلام و ماموریت خلیفه به او برای انجام این كار ذکر کرده است، اما شاید انگیزه‌های سیاسی شناخت سرزمین‌های شمالی برای اتحاد احتمالی برای مقابله با دشمن مشترک؛ یعنی خاقان خزر باشد كه در شمال دریای مازندران و دریای سیاه قدرتی فراوان به هم زده بود. جعفری مذهب تاکید کرد: «اعتقاد دارم جامعه ما اكنون در برابر الگوهای گردشگری غربی (ماركوپولو)، عربی (ابن بطوطه)، تركی (اولیا چلبی) باید الگویی ایرانی داشته باشد و سفرنامه ناصرخسرو مناسب‌ترین است.ناصر خسرو در 40 سالگی راه سفر حج در پیش گرفت و سپس مدت هفت سال سرزمین های گوناگون از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیره العرب، قیروان، تونس و سودان را سیاحت کرد و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان، یعنی مصر اقامت کرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه بار به زیارت کعبه رفت.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/19180