بازرگانان هندی و سقوط صفویه
نوشته: خوان کوله
ترجمه: محسن جعفري مذهب
استفن فردریک دیل: بازرگان هندی و تجارت اوراسیا 1600-1750 م/1008-1163 هـ، کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج،۱۹۹۴ ،۱62 ص.
Trade Eurasian The and Merchants Indian Cambridge ، Dale Fredric Stephen ،1750-1600 Cambridge ، Civilization Islamic In Studies . pp 162، 1994، Press
استفن دیل تاریخنگار آسیای جنوبی در دانشگاه ایالتی اوهایو است که موفق به گردآوری دو رساله در این کتاب کم حجم شده است. نخستین رساله، مقالهای تحلیلی، دربارهء دستههای بازرگانان هندی در امپراتوریهای مغول (هند) و صفوی، و در خانات آسیای میانه است. این رساله بر وقایع نامهها، سفرنامهها و منابع دست دوم تکیه داشته و شامل بحث تاریخی گستردهای درباره «اقتصاد جهانی هندی» (به تعبیر برودل Braudel )است که در آغاز قرون جدید وجود داشته و بسیار مهمتر از آن بود که تاریخنگاران گمراه شده توسط شرکتهای بازرگانی اروپایی درک کرده بودند. رسالهء دوم مجموعهای از فعالیتهای بازرگانی هندیان به ویژه آستاراخان و روسیه است که بیشتر بر منابع روسی، و به ویژه مجموعهای از اسناد آرشیوی روسی مرتبط با بازرگانان هندی در آستاراخان است که در سالهای 1958 تا 1965 م/1337 تا 1344 ش در دو جلد و توسط آنتونووا K.A.Antonova، گلدبرگ . N.M Goldberg و لاورنتسف T.D.Lavrentsov منتشر شده است. توانایی دیل به استفاده از منابع روسی حتی بهتر از فارسی، وقایع نامهها، و آگاهی او از هند و همسایگان شمالی آن، اطلاعات فراوانی در کتاب او گرد آورده است؛ آن چنان که، پایان نامهء وان لور Leur J.C.Van با عنوان«دوره گردان» (دربارهء ماهیت بازرگانی آسیایی پیش از قرون جدید) را به مبارزه میطلبد.دیل به هندوان ختری Khattri ، مرواری Marwari ، جین Jain و دیگر جوامع بازرگان هندی با نظر «پراکندگی تجاری» ارائه شده توسط فیلیپ کورتن Curtin Philip مینگرد. او نقش اقتصادی مهمی را برای بازرگانان داخل امپراتوری مغول (هند) در نظر میگیرد که در آن صرافان هند و همچون تودار مل Todar Mal خزانه دار دولتی میشود و بیشتر اشراف مسلمان حسابدار هندو داشته و این متخصصان مالی، بیشتر اقتصاد آنان را در دست داشتند. او نشان میدهد که چگونه شهر مولتان در درهء سند،به صورت باراندازی برای بازرگانان بین دریای عمان و لاهور از سویی، و بین هند و نقاط شمالی از سوی دیگر مورد استفاده قرار گرفت. گروه بازرگانان هندی مولتان شبکهای از بازرگانی زمینی تشکیل دادند که بخارا، هرات و اصفهان را در بر میگرفت.
خوانندگان این نشریه« Studies Iranian » به ویژه به آن بخش کار دیل علاقه دارند که دربارهء ایران است که جایگاه بزرگترین و ثروتمندترین جامعه بازرگانان هندی در شمال شبه قاره بود. هر کس تاریخ صفویان را بخواند میداند که حدود 10 تا 20 هزار بازرگان هندی [بانیان] در اصفهان بودند که همیشه حلقهء مفقودهای در چارچوبهء تاریخ نگارانه از دوره گران آسیایی به نظر میرسید (اینکه چگونه هندوان توانستند تجارتی بسیار بیشتر از زادگاه خود داشته باشند؟). یکی از ارزشهای کتاب دیل آن است که تفسیری قانعکننده از حضور این گروه بازرگانان قدرتمند و ثروتمند دور از وطن میدهد. او به این گروهها به عنوان گروههای اقتصادی خانوادگی مینگرد که همه (با هدف انحرافی به دست آوردن آگاهی از بازارهای محلی و وضعیت آنها) جذب بازرگانی و بانکداری میشدند و اغلب از امتیازات قابل توجهی نسبت به بازرگانان و فروشندگان محلی برخوردار بودند. آنان عامل گسترش اقتجهانی هندی بودند و به نظر دلیل، میزان و ارزش کالاهای تبادل شده به دست آنان، توسط بیشتر تاریخ نگاران اروپایی دست کم گرفته شده است. او اشاره دارد (ص 43) که باقیمانده سکههای مغولی (هند)، اینگونه نشان میدهد که حدود 40 درصد سکههای نقرهء هندی،از سال 1586-1703 م/ 994-1115 هـ در شهرهای شمالی نزدیک ایران و آسیای میانه ضرب شدهاند که نشان از فراوانی بازرگانی خارجی هند با این همسایگان شمالی بود (پیش از آنکه سورات مرکز تجارت عمدهء هند با امپراتوریهای بازرگانی اروپایی شود). با توجه به اینکه عمدهء بازرگانی خود ایران نیز از سورات انجام میشد، خاورمیانه نیز شریک بازرگانی مهمی برای هند این زمان بود.
آنگونه که حبیب عرفان استدلال کرده است پارچههای هندی به علت مزد کم کارگران شبه قارهء پر جمعیت، همیشه بر بافتههای خاورمیانه برتری داشت. پارچه، در کنال نیل، پنبه، ادویه و (پیش از پایان سدهء 16 م) برده، مهمترین صادرات هند به شمال بود.
به نظر دیل، بارانداز هندیان در دهانه رود ولگا در بالای دریای خزر، نشانهء گسترش فعالیت هندیان از طریق ایران بود و بیشتر کارمندان، کالا و سرمایه از جوامع مولتانی اصفهان و جاهای دیگر به روسیه میآمدند تا مستقیما از هندوستان. او فعالیت بازرگانان هندی در آستاراخان را که پیش از یکی شدن با تسارهای روسیه دارای خاننشینی ترک- مسلمان بودند مرتبط با تاریخ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه میداند. استنادات دیل، نشان از برتری اقتصادی و سازمانی هندوان بر روسها در اوایل قرون جدید دارد. او یافته است که بازرگانان هندی در آستاراخان از قدیم در آنجا جمعیتی داشتند؛ به هندوئیسم اعتقاد داشتند؛ با بعضی زنان مسلمان ترک ازدواج کرده بودند؛ و اینکه تدریجا تجارت خود را از ایران و کمتر از هند آغاز کرده بودند. اسناد روسی میگویند که آنان تعدادی شرکت داشتند (گرچه در واقع گروههای بازرگانی خانوادگی به نظر میرسند) و جایی در قوانین روسی نداشتند. بازرگانان هندی درآمدی به مراتب فزونتر از رقبای روسی خود در کناره ولگا داشتند و بعضی آنقدر درآمد داشتند که از آن فقط میتوان با عنوان ثروت بادآورده یاد کرد. بعضی سالی 1000 روبل درآمد داشتند در حالی که بازرگانان روسی بهطور متوسط نمیتوانستند بیشتر از 30 روبل داشته باشند. یافتههای او دربارهء شریکان، کارگزاران، درآمدهای مهم، آگاهی گستردهء آنان از وضعیت بازار در منطقهء اوراسیا، و جوامع بزرگ بازرگانان مقیم آستاراخان، بخارا، اصفهان و جاهای دیگر،دیل را به این نتیجه گیری نهایی رهنمون میسازد که «نمونهء دوره گردی برای درک مدیریت اقتصادی در این پراکندگی،چندان مناسب نیست».
دیل با انتخاب چارچوبهء کلی نگرانهء تاریخی،آنچه را که به سادگی میتوانست یک تک نگاری کوچک و ویژه ختریها و مرواریها در آستاراخان باشد، به نمونهای بزرگ و مدعی در تاریخ نگاری بدل کرده است. تنها چیزی که او مستند خود را آشکار نکرده،اشاره به نظریه «شرکت بزرگ» درباره سقوط امپراتوری مغول هند است که توسط کارن لئونارد Leonard Karen ارائه شده و توسط ریچاردز J.F.Richards رد شده است. او همچنین دربارهء تأثیر بالقوهء اخراج بازرگانان هندی از اصفهان در سالهای دهه 1690 م/1100 هـ توسط مجلس دوم و شاه سلطان حسین، توانایی دولت صفوی در تثبیت ارزش پول، و به ناچار سقوط پول که یاریگر افغانان در سقوط دولت صفوی به سال 1722 م/1135 هـ بود اشاره نمیکند.یقینا اینها تعدادی از پرسشهایی بودند که پژوهش دیل برمیانگیزد.همچنین او از دولتهای اوراسیایی به عنوان چارچوبی برای فهم اقتصاد جهانی هندیان استفاده میکند بدون آنکه تمایلی به بحث دربارهء روابط اقتصادی خود آن دولتها نشان دهد. پل کندی Kennedy Paul در اثر خود پیشنهاد میکند که در آغاز قرون جدید، توانایی دولت به وام گرفتن، عامل مهمی در حفظ احترام همسایگان بود. شاید دیل، هر تاریخ نگاری را در این مورد به دقت وادارد و امیدوارم چنین باشد. ارزشمندترین بخش کار او، ارائه تفسیری روشن از سقوط صفویه است بر خلاف نظریات غیرسودمندی چون نظریه «فساد داخلی»، و نیز تز بیاعتبار حامد الگار که «صفویه و دولتهای دیگر فاقد مشروعیت در تفکر شیعی بودند.»
این کتاب امروز و برای همیشه کتابی عالی است. دیل به توانایی مؤثر و سازمان یافته وزیر دارایی اکبر مغول تجارت اسب در کابل، صرافی پول در اصفهان، و سرانجام تأثیر ایوان مخوف و پطر کبیر بر تجارت هند اشاره دارد که بدون گسیختگی به هم ارتباط مییابند و توازن زیبایی بین انگارهء بزرگ او و اسناد آرشیوی روسی برقرار میدارد. در چنین زمینهای از روابط متقابل در منطقهء اوراسیا که در همان ابعاد بنیان نهاده شده، شاید این کار غیر منتظره نباشد. و دیگر اینکه او بر تاریخ اقتصادی منطقه متمرکز شده در حالی که این امر توسط تاریخ نگاران پیشین به سادگی نادیده گرفته شده است. با فروپاشی اتحاد شوروی و بازگشت مجدد اوراسیا به تاریخ خود، کتاب دیل به تز مؤثر استعمار زدایی از تاریخ پایان میدهد. همانگونه که خود او بارها بیان میدارد، این کتاب تهاجمی گسترده به«شرقشناسی علوم اجتماعیOrientalism Science Social ، به دلیل دوری آن از نظر بستگیها و سبک از پست مدرنیسم است.
پانوشت
(*) این نوشته برگردانی است از نقد و بررسی خوان کوله Juan Cole بر کتاب استفن فردریک دیل که در مجله IRANIAN STUDIES سال 29 (1996) ش 1-2، صص 184-186 به چاپ رسیده است.
منتشره در كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، شمارة 17، اسفند1377