سکه شناسی و تصحيح متون
بهره گيری از دانش سکه شناسی در تاريخ و تصحيح متون تاريخی و حتی غير تاريخی، از مدتها پيش دغدغة من بوده[2] ، و اينک نيز هست. نمی توان گفت که بی تفاوتی نسبت به دانش سکه شناسی، بويژه در تصحيح متون ، سابقه ای طولانی دارد، زيرا بظاهر هرگز برسميت شناخته نشده، يا اهميت آن را درنيافته اند.
اشارات به سکه و سجع آن در متون را به چهار صورت می توان يافت:
1 - اشاره به سکه و خطبه به عنوان نشانه های سلطنت و حکومت مستقل.
در توضيح بايد گفت که از پيش از اسلام نشان سلطنت و حکومت مستقل دو چيز بود: "تاج" و"تخت" . يعنی برای خبر از دست يافتن کسی به حکومت مستقل، می شد گفت که "او به تاج و تخت دست يافت" . و از سوی ديگر نشستن بر تخت زرين و نهادن تاج بر سر ، نشان سرکشی و خودسری بود . البته ضرب سکة زرين ، هم نشان سرکشی بود، اما جزو وسايل سلطنت بر شمرده نشده است. چه، کسانی مانند خسرو پرويز که بدليل ضرب سکة جعلی بدست دشمنان، و نشان دادن به حاکم زمان (پدرش)، سرکش و دشمن معرفی نمايانده شدند. اما پس از اسلام که تاج و تخت کيان از ميان رفت، نشانة حکومت مستقل ضرب سکه زرين و خواندن خطبه در نماز جمعه بود. لذا "خطبه و سکه"، جای "تاج و تخت" را گرفت. پس از به قدرت رسيدن آل بويه، "تاج و تخت"که دو عنصر اصلی دولت کيان بود مجددأ زنده شد، هر چند ارزش "خطبه و سکه" از بين نرفت. البته ارکان ديگری چون "چتر" که پيشتر اين ارزش را نداشت هم در ميان آمد. اما در حکومتهايی که ادعای حکومت اسلامی داشتند، همچنان "خطبه و سکه" نشان حکومت مستقل بود. گذاشتن تاج و عمامة مرصع، که در دولت صفوی زنده شد، با تاج نادری آميخته شد و در دولت قاجار و پهلوی، باز هم "تاج و تخت" ارزش کهن را يافت.
بی تردید مردم نیز باید حاکم را برسمیت شناخته و از او حرف شنوی می داشتند. مردم باید قانع میشدند که حاکم در حکومت خود مستقل است و نام حاکم را در خطبه و بالای فرامین دولتی می شنیدند و می دیدند ، اما در زندگی روزمره، عکس او یا نام او بر سکه می دیدند و اطمینان قلبی می یافتند که از کسی اطاعت می کنند که در حکومت خود مستقل است. و این مهمترین جنبة درک حاکمیت برای اکثریت مردم بود.
تردید نیست که هرکسی که در خیال حکومت مستقل می افتاد، در گام نخست دست به ضرب سکه میزد تا هم همسایگان را از وجود خود آگاه، و هم اتباع را از استقلال خود مطمئن نماید. با اینکه این امر بدیهی و طبیعی می نماید، اما باید گفت که نباید به صرف حکومت رسیدن کسی بدنبال سکة او بود. درست است که مورخان نیز عبارت "خطبه و سکه" را نشان آغاز حکومت هر مدعی آورده و در متون ثبت می کردند، اما تا تجربة موزه ای ضرب سکه ای را تأئید نکند، باید در استناد ضرب آن احتیاط کرد.
اين مقدمة مفصل از آن جهت آمد تا روشن شود که "صرف بهره گيری از عبارت خطبه و سکه در متون را نبايد به تجربه ای موزه ای و نشانه ای سکه شناختی نسبت داد، مگر آنکه تجربة موزه ای آنرا تأئيد کند" .
2 - اشاره به ضرب سکه برای نشان دادن تابعیت .
استناد به ضرب سکه برای نشان دادن تابعیت حاکمان و دولتها باید با احتیاط باشد. برای نمونه بنگرید به نوشته رشیدالدین فضل الله در مکتوباتش [3] که :
"ملوک مصر و شام بعد از آنک داغ عبودیت [4] بر جبین نهاده و کمر بندگی بر میان جان بستند، روی دراهم و دنانیر را بنشر مناقب و محامد او [= غازان محمود] سرافراز گردانیدند"
3 - اشاره به سجع سکه .
در اين مورد نمی توان به قاطعيت گفت و باید مطمئن شد که نويسنده در هنگام نگارش، نمونه سکه را روبروی خود داشته و نقل کرده است. ممکن است از حافظه يا منبع کتبی ديگری نقل کند، که در ادامه بيشتر شکافته خواهد شد .
4 - اشاره به جنس يا وزن سکه .
که بيشتر قابل توجه و به تجربة موزه ای نزديکتر است.
***
درباره واقعيت و حقيقت سجع سکه مندرج در متون تاریخی و کهن، می توان گفت که رابطه سجع سکه در "متن" و "تجربه موزه ای" را در فرضهای زير می توان بر شمرد:
1 - سجعی که در متن آمده و هنوز بر سکه ای يافته نشده است .
2 - سجعی که در متن آمده و بر سکه هم يافته شده است .
3 - سجعی که در متن آمده و با سجع يافته شده بر سکه تفاوت کمی دارد .
4 - سجعی که در متن آمده و با سجع يافته شده بر سکه تفاوت زيادی دارد .
5 - سجعی که در متن نيامده و بر سکه يافته شده است .
6 - سجعی فرضی که هنوز نه در متن و نه بر سکه يافته نشده است .
7 - سجعی فرضی که هنوز نه در متن و نه بر سکه يافته نشده است ، اما در متون به ضرب سکة آن اشاره شده است .
8 - سجعی فرضی که هنوز نه در متن و نه بر سکه يافته نشده است ، اما ترجمه آن در متونی مانند سفرنامه های بيگانگان آورده شده است .
9 - سجعی که بدليل شباهت به ديگری نسبت داده شده است .
10 - سجعی که نام صاحب سکه در آن نيامده و بر اساس استنباط نويسنده ، به حاکمی نسبت داده شده است .
***
سجع مُهر نيز داستان ديگری دارد که بايد با بهره گيری از دانش " مُهر شناسی " در کشف آن کوشيد . و بايد به اين پرسش پاسخ داد که : " آيا می توان اثر آن مُهر را بر سندی ديد يا نه ؟" طغرا نيز همين حالت را دارد و به دو حالت موجود در متن و نمونة آرشيوی وجود دارد و مصحح از دانستن آن بی نياز نيست .
***
در اين نوشته ، و برای نشان دادن اهميت اين مطالعه ، تنها به چند نمونه از " ورود سجع سکه و مهر و طغرا " ، در کتابهايی که بتازگی توسط مرکز پژوهشی ميراث مكتوب منتشر شده اند نگاهی می اندازيم . توجه به همة متون تاريخ ايران از نگاه سکه شناسی ، مهر شناسی و سند شناسی ، مجالی وسيع می خواهد که خارج از حوصلة نوشتة حاضر است .
***
الف :
در جواهر الاخبار پير بوداق منشی [5] ، طغرا ( سجع بالای سند )سلطان پير بوداق چنين آمده است :
" سلطان پير بوداق يرليغدين ، ابونصر يوسف بهادر نويان سيوزيميز "
مصحح گرامی در پانوشت خواننده را به مطلع السعدين عبد الرزاق سمرقندی تصحيح محمد شفيع[6] ارجاع می دهد . اما در آنجا تنها دربارة پیربوداق و نه دربارة سجع مهر او می خوانيم.
در همان كتاب ( ص 144 ) درباره شاه طهماسب صفوي آمده كه :
"سكه شهنشاهي به زر شاهي بر نام او زدند ... و منشيان فرمان قضا جريان به تهنيت و مباركي به القاب و طغراي پادشاه زمان و خسرو دوران زدند .. "
البته از شاه طماسب آنقدر سكه و سند مانده كه به اين اشاره ها استناد نشود .
***
ب :
در کتاب زبور آل داوود[7] هنگام اشاره به سيد احمد پسر ميرزا ابوالقاسم متولی ، سجع سکة او را اينگونه آورده است :
سکه زد بر هفت کشور چتر شد چون مهر و ماه
وارث ملک سليمان گشت احمد پادشاه
با آنکه هنوز از سيد احمد سکه ای يافته يا شناسانده نشده ، اما بنظر می رسد سجع اين متن نادرست باشد . پيشتر رابينو [8] و به نقل از تاريخ آل داوود ( که ظاهرأ همين کتاب زبور آل داوود است ) متن زير را آورده که درست تر می نمايد :
سکه زد بر هفت کشور ، چتر زر چون مهر و ماه
وارث ملک سليمان گشت ، احمد پادشاه
يا
(وارث ملک سليمان گشت احمد ، پادشاه)
در همان كتاب ( ص 90 ) نقش سكه شاه سليمان دوم آمده :
گشت رايج به حكم لم يزلي
سكه سلطنت بنام علي
***
ج :
در کليات نجيب کاشانی[9] ، و در قطعات او ، قطعه ای با عنوان تصحيح شدة " در تاريخ جلوس و سکه زدن شاه سلطان حسين " آمده :
سکة نو زد ز اقبال امام المشرقين
بندة شاه نجف ، پيرو بحق ، سلطان حسين
بهر زوار امام انس و جان در مشرقين
سکة خيرات چون خورشيد زد سلطان حسين
اميد است بيت نخست :
سکة نو زد ز اقبال امام المشرقين
بندة شاه نجف ، پيرو حق ، سلطان حسين
هرگز سجع آن سکه قرار نگيرد . علت بیان اين آرزو آن است که بنوشتة مصححان[10] ، پيشتر ، کاتبي مرتکب اين اشتباه شده بود .
***
د :
در نگاهی به کتاب مرآه واردات[11] ، به سجع سکه محمود افغان برخوردم که در متن آمده بود :
سکه زد در جهان پرغم حسود
وارث ملک خسروی محمود (ص 144)
مصحح محترم ، شايد با سه دليل اين بيت و سجع سکه را بصورت زير تصحيح کرد :
سکه زد در جهان به رغم حسود
وارث ملک خسروی محمود
1 - تصحيح قياسی : که اين سجع با استفاده از حرف " پ " بی معنی می نمود .
2 - بهره گيری از متن : بدليل آنکه در ص 146 اين بيت بصورت درست آمده بود و مصحح بر خلاف مورد پيشين ، در حاشيه به اين اختلاف اشاره نکرده بوده .
3 - وزن سجع : که با واژة " پرغم " به هر معنايی درست نمی آمد .
و شايد دلايل ديگری هم باشد ، اما دليل چهارم را ناشر در نظر آورده و" برغم " را به صورت "به رغم " چاپ کرده است که از عوارض ویراستاری نوین است .
اما من بدنبال يک دليل ديگر نيز بودم که متأسفانه نيافتم ، و آن يافتن تجربة موزه ای بود و اينکه آيا سکه ای به اين سجع يافته شده ، و در کاتالوگهای موزه ها و مجموعه ها ثبت شده است يا نه ؟ بررسی نمونه های يافته شده در کتاب مرآه واردات ، اهميت ورود سکه شناسی به دنيای تصحيح متون را روشنتر خواهد ساخت . اکنون تلاش مي کنيم اشارات محمد شفيع طهرانی را با تجربه های سکه شناسی بيازماييم يا به تعبيری ديگر اين پرسش کلی را مطرح کنيم که محمد شفيع طهرانی در زمان نگارش اين متن از چه منابعی بهره برده بود :
آيا از منابع شفاهی و گفته های مردم بهره برده بود؟
آيا از منابع کتبی بهره برده بود؟
آيا خود او اين سکه ها را ديده بود؟
آيا از دکة صراف دهلوی و پيشاوری (و هر جائی که محمد شفيع در آنجاها زندگی می کرده) بهره گرفته بود؟
ساده انگاری است که تأکيد محمد شفيع بر :
"راقم اين حکايات صداقت روايات ، آنچه از ابتدای سنة 1100 يکهزار و يکصد هجری نبوی به قيد تحرير آورده ، اکثر آن را به ديدة عبرت بين تماشا نموده ، و آنچه از صداقت بيانان راسخ القول مسموع گشت ، در تفحص احوال آن مقدمات ، کمال اهتمام مبذول داشته بعد از تحقيق راستی و درستی جرأت نگارش فرموده ..." ( ص 26 )
و شروط او در تاريخ نگاری ، از جمله :
"شرط نخستين آنکه به ايراد قولی نپردازد که گَرد تشکًک و توهًم بر دامان صدق و يقين نشسته باشد..." ( ص24 )
را دليل پذيرش همة نوشته های او پنداشته و از پی گيری پرسشهای بالا دست برداريم .
بياييد اشارات محمد شفيع را با اسناد ديگر سکه شناختی و بويژه مهمترين آنها ، کتاب " راهنمای سکه های ضربی ( چکشی ) ايران " [12] بسنجيم :
الف : سجع سکة محمود افغان :
" بندة شاه ولايت محمود " در يزد و طبس ( ص144 )
سکه زد در جهان به رغم حسود
وارث ملک خسروی محمود ( ص144 )
از محمود افغان پيش از اين 6 سجع شناسانده شده بود :
1 : سکة شاه حسين نابود شد
شاه ايران عاقبت محمود شد [13]
2 : دين حق را سکه بر زر کرد ، از حکم اله
عاقبت محمود باشد پادشاه دين پناه [14]
3 : سکه زد از مشرق ايران ، چو قرص آفتاب
شاه محمود جهانگير ، سيادت انتساب [15]
4 : فرو رود بزمين ، ماه و آفتاب منير
ز رشک سکة محمود ، شاه عالمگير [16]
5 : چو مهر و ماه ، زر شاهنشهی محمود عالم شد
که نقد قلبش از فيض خدا ، از غش مسلم شد [17]
6 : بمحمود ارشد داد خدا شاهی [18]
و عجيب است که هيچ کدام از دو سجع گزارش محمد شفيع در ميان سکه های يافته شده ديده نمی شود .
ب : اشرف افغان :
ز الطاف شاه اشرف حق شکار
به زر نقش شد سکة چاريار ( ص 165 )
از اشرف افغان پيش از اين 4 سجع شناسانده شده بود :
1 : باشرفی اثر ( دست )آنجناب رسيد
شرف ز سکة اشرف بر آفتاب رسيد [19]
2 : دست زد بر جلاله بود گناه
داد تغيير سکه اشرف شاه [20]
3 : ز الطاف شاه اشرف حق شعار
بزر نقش شد سکة چهار يار [21]
4 : خور و مه چون طلا و نقره از فيضش منور شد
شرف بر آفتاب از نام اشرف بر زر شد [22]
تنها سجع سوم است که شبيه سجع گزارش شدة محمد شفيع است و بنظر می رسد که عبارت " حق شعار " در کاتالوگ ، مناسب تر از عبارت " حق شکار " در متن باشد .
پ : صفی ميرزا پسر سلطان حسين :
سکه ز توفيق شه لافتا
زد صفی آن خسرو کشور گشا ( ص 166 )
ز بعد سکة طهماسب ثانی
صفی زد سکة صاحبقرانی ( ص 166 )
از صفی ميرزا ، ظاهرأ پيش از اين ، سکه ای شناسانده نشده بود . اما جالب است که يکی از سجعهای ذکر شده شبيه سجع سکه های صفی دوم ( شاه سليمان ) است :
ز بعد هستی عباس ثانی
صفی زد سکة صاحبقرانی [23]
ت : طهماسب دوم پسر سلطان حسين :
تعجب است که محمد شفیع از اين مشروعترين وارث حکومت صفوی که بنوشتة نويسنده :
" امروز سراسر ممالک ايران به وجود او زينت پيرا است و آب رفته باز از موج خيزی دم شمشيرش به جوی آمد "
هيچ سجعی نياورده است و تنها اشاره کرده که :
" پادشاه مؤيد من عند الله نخست سکه و خطبه را در بلدة کاشان ... گردانيده بود "
شايد از آن بابت که مستغنی از اشاره می دانست .
هر چند محمد شفيع سجع هيچ کدام از سکه های طهماسب دوم را نياورده ، اما از او 4 سجع سکه بجای مانده است :
1 : بگيتی سکة صاحبقرانی
زد از توفيق حق ، طهماسب ثانی [24]
2 : سکه زد طهماسب ثانی ، بر زر کامل عيار
لا فتی الا علی ، لا سيف الا ذوالفقار [25]
3 : از خراسان سکه بر زر شد ، بتوفيق خدا
نصرت و امداد شاه دين ، علی موسی رضا [26]
4 : غلام شاه دين طهماسب ثانی [27]
از سبک اين سجع بر می آيد که بايد مصرع دوم بيتی با اين متن بوده باشد :
بزد بر سکة صاحبقرانی
غلام شاه دين ، طهماسب ثانی
ث : ملک محمود سيستانی :
بندة شاه ولايت محمود ( ص186 )
سکة صاحبقرانی زد ، به توفيق اله
کلب درگاه اميرالمومنين ، محمود شاه ( ص 186 )
سکه زد در مشرق ايران ، چو قرص آفتاب
شاه محمود جهانگيری ، سياوش انتساب ( ص186 )
از ملک محمود سيستانی ، ظاهرأ پيش از اين سکه ای شناسانده نشده است .
ج : سيد احمد خان پسر ميرزا ابوالقاسم متولی:
سکه زد مانند قرص آفتاب
سيد احمد خان ، خسرو مالک رقاب ( ص 188 )
بنظر می رسد اين سجع ( بدلیل ثقل قافیه ) درست منتقل نشده و بايد اينگونه درست بوده باشد:
سکه زد مانند قرص آفتاب
سيد احمد ، خسرو مالک رقاب
از سيد احمد هنوز سکه ای شناسانده نشده است ، اما ديگر منبع دورة سقوط صفويه سجع سکة او را اينگونه آورده است :
سکه زد بر هفت کشور چتر زر چون مهر و ماه
وارث ملک سليمان گشت احمد پادشاه
در کتاب زبور آل داوود[28] سجع مزبور به شکل زير آمده که نادرست بوده و در بالا ذکر شد:
سکه زد بر هفت کشور چتر شد چون مهر و ماه
وارث ملک سليمان گشت احمد پادشاه
***
ه :
مجالس جهانگیری [29] ، سندی مهم دربارة سجع سکه های جهانگیر شاه است . نگاهی به نمایة مقیاس ها و مقادیر مالی و وزن و فاصله (صص 377 و 378) نشان از اشارات فراوان سکه شناختی دارد. بیت الغزل اصطلاحات و اطلاعات سکه شناختی ، در مجلس هشتاد و ششم آن کتاب[30] است که چنین آمده :
"سعیدای گیلانی صاحب عیار ، چند مطلس از زر و سیم دوازده ماشه و یازده ماشه از نظر اقدس گذرانید . سخن در وزن سکة این زمان میارک و عهد حضرت عرش آستانی [اکبر شاه] افتاد . بدین تقریب سخنان بلند و نصایح ارجمند بر زبان مقدس گذشت . از آن جمله فرمودند که سکة سوایی ما – که بر وزن سکة عرش آستانی زیادتی دارد – موقوف باشد که پی یک مصلحت عام که در فلان فایدة جهانیان بوده باشد ، سکة عرش آستانی را تغییر دادن لایق نمی نماید . دیگر از انصاف و عدالت ما دور است که هنوز ملک ما همان باشد و بر آن ملک افزون نشده ، در وزن سکة ما زیادتی نمایند . ان شاءالله وقتی که ملک ما از ملک پدر سوایی شود ، آن زمان در وزن سکة ما هم سوایی زیاده کنند . دیگر طبیعت ها بدان سکه مألوف شده عام و خاص حساب آن به آسانی می فهمند و ما که همیشه از خدا آسایش و راحت خلق خدا به جمیع وجوه خواهیم ، چرا عوام در رنج حساب و خطر و از دغلی صراق در زیان باشند . خصوصأ بر صحرا نشینان مشکل می شود .
حضرت را این قسم سخنان بلند بر زبان مبارک می رفت و شنوندگان را دست ها به دعای درازی عمر و دولت ایشان در هوا بود .
در سنة احد [جلوس] فرمان شده بود که طلا و نقره و مس – که به نام مبارک مسکوک می شده باشد – ده دوازده از وزن سکة عرش آشیان زیاده کرده ، به این نامها می خوانده باشند :
"نورجهانی" در عوض مُهر ، "نورانی" عوض دِهن ، "رواجی" عوض من ، "جهانگیری" عوض روپیه ، "سلطانی" عوض درب ، "روانی" عوض دام ، " روان" عوض نیم دام ، "رایج" عوض پام دام .
بر سکة "نورجهانی" و "نورانی" این بیت با نام و مقام در ممالک محروسه کنده می شد :
روی زر را ساخت نورانی به رنگ مهر و ماه
شاه نورالدین جهانگیر ابن اکبر پادشاه
بر سکة "روانی" و غیره نام مقام و تاریخ نقش کرده می شد . تا پنجم اردیبهشت سنة سه بهمن[31] به این طریق مسکوک می گردید . بعد از این در همین ماه حکم شد که سوایی- که عبارت از ده دوازده و نیم بوده باشد - بر وزن اکبر شاهی افزوده ، زرها به سکة مبارک مزین باشد . این طریق تا دهم اردیبهشت سنة شش رواج داشت و متصدیان دارالضربهای ممالک محروسة بر این عمل می کردند .
بیتی که بر سکة آگره کنده می شد ، این است :
سکه زد در شهر آگره خسرو گیتی پناه
شاه نورالدین جهانگیر ابن اکبر پادشاه
و برای تمام شهرهای ممالک همین طور بیت ها مقرر شده بود .
در غرة ماه مهر الهی سنة شش حکم جهان مطاع صادر شد که برای هر ماه بیتی که نام مبارک و نام عرش آستانی و نام شهر و ماه و سکة و زر در آن داخل باشد، ترتیب دهند و برای روی سکة هرماه طرحی دیگر قرار یافت که سکة هر ماه به جمیع وجوه ممتاز باشد . تا دهم اردیبهشت "نورجهانی" و "جهانگیری" [ به] همین طریق مسکوک می شد . آن بیت ها این است :
زد به اگره سکة شاهی به زر در مهر ماه
شاه نورالدین جهانگیر ابن اکبر پادشاه
در مه آبان به اگره سکة زد ظل اِله
شاه نورالدین جهانگیر ابن اکبر پادشاه
به اگره سکه زد در ماه آذر شاه بحر و بر
شهنشاه زمان شاه جهانگیر ابن شاه اکبر
به اگره سکة زر برفروخت در دی ماه
ز نور نام جهانگیر شاهِ اکبر شاه
در مه بهمن به اگره سکة زد ظل اِله
شاه نورالدین جهانگیر ابن اکبر پادشاه
در اسفندار مر[32] این سکه را در اگره سکة زد ظل اِله
پناه ملک و دین شاهِ جهانگیر ابنِ اکبر پادشاه
به فروردین زرِ اگره فروزان گشت چون اختر
ز نور سکة شاهِ جهانگیر ابنِ شاه اکبر
به اگره در مه اردیبهشت این سکه زد بر زر
شهنشاه زمان [شاهِ] جهانگیر ابنِ شاه اکبر
در یازدهم ماه اردیبهشت سنة شش حکم شد که وزن سکة اکبر شاهی نزدیک به فهم عوام است ، بعد از این در ممالک محروسه زر با همان وزن قدیم سکه کرده ، بر یک روی " نورالدین جهانگیر شاه ابنِ اکبر شاه" ، و بر روی دیگر مقام و تاریخ جلوس و تاریخ و ماه نقش نموده به عمل در آرند . و تا این تاریخ به همین منوال معمول است .
در مجلس 103 نیز آگاهیهای سودمندی آمده است :
" در این شب چهار کس را "نورشاهی" عنایت فرمودند : مرتضی خان ، دیانت خان ، خواجة جهان ، مصطفی خان . "نور شاهی" مُهری است که به جای "لعل جلالی" سکه شده است . در یک طرف آن صورت پادشاه صاحب اقبال ، یوسف روی ِ فلاطون ضمیر است و در طرف دیگر صورت آفتاب عالمتاب بالای شیر . ... .
در سال ششم از جلوس مبارک در ماه جمادی الاول روز یکشنبه پانزدهم امرداد الهی وقتی که حضرت نیًر اعظم نور افروز عالم در وسط حقیقی برج اسد بود که زر به نام این طور پادشاه به استحقاق روز یکشنبه که آفتاب در وسط اسد ، طلایی کامل العیار .. مسکوک شد و نام مبارک این زر "نور شاهی" مقرر گردید و حکم شد که بالفعل هزار "نور شاهی" به نام نامی آن حضرت در دولت خانه مزین گردید. آن روز یک صد و هفت " نور شاهی" مسکوک گردید .... "
اما مصححان در شرح و تحشیة این همه آگاهی های مفید سکه شناختی ، تنها دو یادداشت 10 و 8 سطری آورده که بنقل از دو کتاب جهانگیر نامه و مآثر جهانگیری به این نتیجة مهم رسیده اند که "جهانگیر به ضرب سکه بینهایت علاقه داشت ..." [33]
***
سجع مهر نيز داستان ديگری دارد که بايد با بهره گيری از دانش " مهر شناسی " در کشف آن کوشيد و در کتاب مرآه واردات نيز نمونه ای دارد .
اشرف افغان :
شهی کز لطف ايزد بر رواج دين مشرف شد
چو شاهان جهان القاب او نواب اشرف شد ( ص165 )
بدیهی است که اصالت متن مهر یاد شده را در نمونة سندهای صادره از سوی اشرف افغان باید یافت .
***
از ديگر مواردی که نا آشنايی با سکه شناسی در تصحيح متن اثر می گذارد ، برداشت حقيقی از تعبيرات مجازی نويسندگان و شاعران است . نمونة آن :
" هر که را که همچو نرگس شش درم در کف بود ، پای قدح آن را مصرف نمودی " [34]
که ممکن است مصحح يا خواننده گمان برد بهای هر قدح شش درهم بوده ، اما مقصود نويسنده از شش درهم ، شش گلبرگ گل نرگس است . وگرنه در زمان خنجی (اواخر سدة نهم هجری ) سکة شش درمی وجود خارجی نداشت . شش درم برابر يک دينار غازانی بود و اين دينار از اوايل حکومت تيموری نيز وجود خارجی نداشته و تنها ارزش محاسباتی داشت .
ارتباط بين سکه شناسی و متن پژوهی ، دو طرفه است و سکه شناس نيز از تصحيح و متن پژوهی بی نياز نيست . نمونة خوب را در بالاتر نشان داديم که رابينو و به تبع او فرح بخش ، اشارة متنی زبور آل داود را با نمونه های موزه ای در هم آميختند .
***
بنظر میرسد ورود دانش سکه شناسی به محدودة متن شناسی و تصحیح متن ، ناگزیر و شاید این نوشته تلنگری در توجه بیشتر بدان باشد .
منایع:
رشیدالدین فضل الله همدانی: سوانح الافکار رشیدی، به کوشش دانش پژوه،تهران: 1358
پير بوداق منشی: جواهر الاخبار، تصحیح محسن بهرام نژاد، تهران: مرکز نشر میراث مکتوب، 1378
عبدالرزاق سمرقندی: مطلع السعدين تصحيح محمد شفيع، لاهور،
سلطان هاشم میرزا: زبور آل داوود، تصحیح عبدالحسین نوایی، تهران: مرکز نشر میراث مکتوب، 1379
نجیب کاشانی: کليات نجيب کاشانی، به كوشش اصغر دادبه و مهدي صدري، تهران: نشر ميراث مكتوب، 1382
محمد شفیع تهرانی: مرآه واردات: به كوشش منصور صفت گل، تهران: نشر ميراث مكتوب، 1382
هوشنگ فرح بخش: راهنماي سكه هاي ضربي (چكشي) ايران از سال 900 تا 1296 هجري قمري (1500 – 1879) ميلادي ،برلن غربي، 1354
عبدالستار بن قاسم لاهوری: مجالس جهانگیری، بتصحیح عارف نوشاهی و معین نظامی، تهران: نشر ميراث مكتوب، 1385
Rabino , H.L. Coins of Shahs of IRAN , 2nd ed. ,Tehran , 1970
[2] - سكه ها ، آيينه گذشته ها تاريخ شناسي ] كتاب درسي دوره پيش دانشگاهي[
- عضدالدوله ديلمي و روپيه هندي آيينه پژوهش ، ش 32 ، خرداد- تير 1374
- مشكل رو و پشت سكه هاي اسلامي باستانشناسي و تاريخ ، ش 21 - 22 ، 1375-1376
- ويژگيهاي بازرگاني خليج فارس در پرتو يافته هاي نوين سكه شناسي پيام بانك ، ش 174- 175- 178-179 -180 - 181- 182 ، شهريور - آذر
- بازسازی دستگاه ضرب سکه در دوره ایلخانان : نمونه سکه یکروی ابوسعید ، خلاصه مقالات همایش فرهنگ و تمدن ایران عصر ایلخانی ، تبریز 28/2/1384
[3] - سوانح الافکار رشیدی به کوشش دانش پژوه،تهران: 1358 ، ص 167
[4] - و وای بر زمانی که این "داغ عبودیت" را هم جدی بگیریم.
[5] - تصحیح محسن بهرام نژاد ، تهران : مرکز نشر میراث مکتوب ، 1378 ، ص 64
[6] - جلد دوم ، جزء اول ، ص 126
[7] - تصحیح عبدالحسین نوایی ، تهران : مرکز نشر میراث مکتوب ، 1379 ، ص 57
[8] - Rabino , H.L. Coins of Shahs of IRAN , 2nd ed. ,Tehran , 1970
[9] - به كوشش اصغر دادبه و مهدي صدري ، تهران : نشر ميراث مكتوب 1382
[10] - ص
[11] - به كوشش منصور صفت گل ، تهران : نشر ميراث مكتوب 1382
[12] - راهنماي سكه هاي ضربي ( چكشي ) ايران از سال 900 تا 1296 هجري قمري ( 1500 – 1879 ) ميلادي ، هوشنگ فرح بخش ، برلن غربي 1354
[13] - راهنماي سكه هاي ضربي ( چكشي )... ص 55
[14] - همانجا
[15] - همانجا
[16] - همانجا
[17] - همانجا
[18] - همانجا
[19] - راهنماي سكه هاي ضربي ( چكشي )... ص 57
[20] - همانجا
[21] - همانجا
[22] - همانجا
[23] - راهنماي سكه هاي ضربي ( چكشي )... ص 35
[24] - راهنماي سكه هاي ضربي ( چكشي )... ص 46
[25] - همانجا
[26] - همانجا
[27] - همانجا
[28] - بنگرید بالاتر
[29] - بتصحیح عارف نوشاهی و معین نظامی ، تهران : نشر ميراث مكتوب 1385
[30] - صص 211 تا 213 .
[31] - بنظر می آید "بهمین" درست بوده ، بجای به این که اضافه است . و در چند جای بعدی نیز تکرار شده است.
[32] - بنظر می آید " اسفندارمذ" صحیح تر از اسفندار مر باشد .
[33] - ص 335
[34] - عالم آرای امینی
منتشره در آینه میراث ش 42، پاييز 1387