یادداشت‏های نوشته شده بر نسخه‏های خطی (و گاه کتب چاپ‏ سنگی و حتی چاپ سربی)، مدارک سهمی است که گاه اهمیت‏ متن مکتوب را چند برابر می‏سازد. در آغاز عالمان بودند که در توضیح و شرح و تصحیح نسخه، دانش خود را در کناره‏های نسخه‏ به یادگار گذاردند و به دنبال آنان، کاتبان، فروشندگان، خریداران، مالکان، امانت‏دهندگان، امانت‏گیرندگان، ...  روز بروز بر آن‏ یاداشت‏ها افزوده و علاوه بر یادداشت‏های علمی و متنی، یاداشت‏های شخصی و گاه شکوه و شکایت خود را بر حواشی‏ متون افزودند.

مطالعهء یادداشت‏های ثبت شده بر گوشه و کنار کتاب، علاوه‏ بر فواید متن پژوهانه و نسخه‏شناسانه، در امور اجتماعی و جامعه‏شناسانه و حتی روان‏شناسانه به مورخ کتاب یاری‏ می‏رساند.

یادداشت‏های کناره‏های کتاب به چند دسته تقسیم می‏گردد:

1. یادداشت‏های مرتبط با متن: توضیح، شرح، ترجمه، تعریض، تکمله، تصحیح، پاسخ به نویسنده، ...

2. یاداشت‏های مرتبط با نسخه‏شناسی، متن: تهیه متن، خریداری متن، علائم مالکیت وارث، امانت کتاب، صفحه‏شماری‏ و کراسه‏شماری، مقابله و عرض، صحافی و جلدسازی، وقف، فرمول ساخت مرکب، مزد کتابت و...

3. یادداشت‏های شخصی کاتب و مالک: گاه با یادداشت‏های‏ ردیف دوم مشترک هستند.

4.یادداشت‏های متفرقه: تاریخ تولد و وفات افراد، وقایع‏ تاریخی، فرمول‏های طبی و شیمیایی و ...

 

گفتیم که گاه بر کتاب‏های چاپی (چاپ سنگی و سربی) نیز این گونه یادداشت‏ها یافت می‏شوند که ارزش آن‏ها کمتر از موارد ثبت شده بر نسخه خطی نیست.(1)

 

پایان نامه خانم فریبا افکاری بررسی مضامین و محتوای‏ یادداشت‏های مذکور بر بخشی از کتاب‏های کتابخانه مرکزی‏ دانشگاه تهران است و تا آنجا که این نگارنده آگاهی دارد، در نوع خود نمونه است. البته نه از آن رو که این موضوع پیشتر مورد پژوهشی در این سطح قرار نگرفته (که این گونه هم‏ هست)، بلکه از آن رو که روشی نوین را در این گونه پژوهش‏ها بکار بسته است.

ضعف عمدهء پژوهش‏های علوم انسانی در کشور ما، بهره‏گیری از روش‏های بیش و کم سماعی و نقلی است، بویژه در ادبیات و تاریخ، نقل روش عمده و نیز علت عمدهء سکون و سقوط پژوهش‏هاست. فهرست‏نویسی و نسخه‏شناسی نیز از این آفت‏ بر کنار نمانده است. در نسخه‏شناسی هنوز بهره‏گیری از روش‏های فیزیکی و شیمیایی برای شناخت جنس اجزای‏ نسخه‏ها، کفر شمرده می‏شود. حتی بکارگیری روش‏های علوم‏ اجتماعی چون آمار، روان‏شناختی خط و... وارد مرحلهء آغازین خود نشده است.

این پایان نامه روش تحلیل محتوا را در بررسی مضامین‏ یادداشت‏ها بکار می‏گیرد که در حد خود تهوری بشمار می‏رود و بدعتی مبارک.

روش تحلیل محتوا «تکنیک تحقیقی است که برای تشریع‏ عینی،منظم، و مقداری آشکار ارتباطات بکار می‏رود»(ص‏ 15) و باید دارای چهار خصلت اساسی «عینی بودن، منظم بودن، آشکار بودن و مقداری بودن» باشد.

با اینکه این پایان نامه یکی از نخستین پژوهش‏های بهره‏گیری‏ از روش تحلیل محتواست، اما نشان از سختی‏های این روش نیز دارد و در بعضی جاها، پژوهشگر مجبور شده از بعضی شاخص‏های‏ سلیقه‏ای و استنباطی بهره گیرد که نشان می‏دهد، خصلت مقداری‏ بودن هنوز مشکل‏ساز است.

موضوع دادن به یادداشت‏ها (در 20 مقوله) نیز فاقد هر گونه‏ رده‏بندی علمی است و مثلا معلوم نیست، چرا باید ادبیات یک مقوله‏ باشد و دستور زبان، معما، بلاغت، مقوله‏های جدا از ادبیات. این هم‏ از نشانه‏های تازگی و سختی این راه است.

مقولاتی چون خرید و فروش، نکاح و معاملات که از مباحث‏ حقوقی است به علوم قرآنی متصل گردیده‏اند که سلیقه‏ نویسنده را پر رنگ می‏گرداند و از موارد نقض روش تحلیل‏ محتواست.

صفت خوانا و ناخوانا بودن هم به دلیل نسبی بودن، خارج از روش تحلیل محتواست. ترجیح «موضوع غالب» نیز کاملا سلیقه‏ای و استنباطی و مخالف روش تحلیل محتواست.

به گزارش چکیدهء پایان نامه، این پژوهش بررسی 450 یادداشت و 183 جلد کتب خطی سده‏های 6 تا 12 هجری قمری‏ مجموعه مرحوم محمد مشکوة در کتابخانه مرکزی دانشگاه را مورد نظر داشته است.

نویسنده اهمیت این مجموعه را در فراوانی، تکراری بودن‏ بعضی نسخه‏ها برای مقابله و مقایسه، در برگیرنده قرون گوناگون، یادداشت‏های افراد مهم و سرشناس، متون چاپ نشده، نسخه‏های‏ مزین و هنرمندانه،برمی‏شمارد.

پایان نامه دارای چهار فصل است:

فصل یکم با عنوان «معرفی پژوهش» به مباحثی چون مقدمه‏ بیان فایده و ضرورت پژوهش، تعریف عملیاتی اجزای مسأله، هدف و فایده پژوهش، سؤال‏های پژوهش، فرضیه‏های‏ پژوهش، متغیرهای پژوهش، روش‏ها و فنون، کاربرد روش‏ تحلیل محتوا در این پژوهش، و پیشینه پژوهش در ایران و جهان‏ است، که در واقع پاسخ مفصل به طرح پژوهش (پروپوزال) کارشناسی ارشد ایشان است.

سؤال‏های پژوهش (موضوع یادداشت‏ها، بیشترین و کمترین موضوعات مطروحه، دورهء یادداشت‏ها، ارتباط بین متن و یادداشت، تاریخ‏گذاری یادداشت‏ها، کاربرد موضوعی یادداشت‏ها در جامعه عصر کاتب) گاه به جواب آشکاری نیانجامیده است.

فرضیه‏های پژوهش  (ارتباط موضوع یادداشت و متن کتاب، مطالب غیر شخصی یادداشت‏ها، ارتباط قدمت نسخه و تعداد یادداشت، ارتباط موضوع یادداشت و تاریخ آن، و ارتباط موضوع‏ یادداشت و زبان آن) بخوبی انتخاب نشده‏اند و بعضی فرضیه‏ها چون «ارتباط قدمت نسخه و تعداد یادداشت» از غیر روش تحلیل‏ محتوا نیز قابل کشف بود.

فصل دوم با عنوان «مبانی نظری» به مباحثی چون تعریف یادداشت یا ظهریه، سابقه یا تاریخچه یادداشت‏نگاری در نسخ‏ خطی، و تعریف مقوله‏ها و مفاهیم و دامنه آن‏ها می‏پردازد.

در تقسیم‏بندی مقولات روش و رده‏بندی خاصی مد نظر قرار نگرفته و خوب بود حداقل روش دیویی مد نظر قرار می‏گرفت.

بعضی مقولات که در 450 یادداشت مورد بررسی، وجود نداشته‏اند، مورد غفلت قرار گرفته‏اند.

همان طور که پیشتر نیز گفته شد، ترجیح موضوع غالب از میان‏ چند موضوع یک یادداشت از ضعف‏های این پژوهش است، مگر آنکه برای موضوع غالب استدلالی وجود داشته یا مقوله‏ای را به‏ موضوع کلی اختصاص دهد.

قضاوت‏هایی چون «یادداشت‏نویسی بر ظهر کتب قدمتی‏ به اندازهء خود نسخ خطی دارد» (ص 38) و یا «علم نسخه‏شناسی‏ سابقه‏ای به قدمت کتاب‏شناسی و به کهنگی نسخه خطی دارد» که‏ بگمان این نگارنده فاقد استدلالات علمی است.

فصل سوم با عنوان «یافته‏های پژوهش و تجزیه و تحلیل یافته‏ها» به توصیف و تفسیر داده‏ها، آزمون فرضیه‏ها، تجزیه و تحلیل‏ جداول و محاسبه ضریب قابلیت اعتماد می‏پردازد و کالبد پژوهش‏ است.

21 جدول برای توصیف و تفسیر داده‏ها اختصاص یافته است.

بررسی آزمون فرضیه‏ها با توجه به سؤال‏های پژوهشی (که‏ قابل گسترش می‏باشد) کاملا علمی است.

فصل چهارم با عنوان «نتیجه‏گیری و پیشنهادات» علاوه بر بررسی‏ نتیجه‏های یافته شده، چند پیشنهاد نیز مطرح می‏کند.

این فصل با دربرگیری موضوعات یادداشت‏ها به تفکیک‏ یادداشت‏های عام و شخصی و یادداتش خاص کتاب و کتابداری‏ بسیار مفید و کافی است.

پیشنهادهای نویسنده قابل توجه است، البته ایشان پیشنهاد دادند که یادداشت‏ها در بخش نسخه‏شناسی جای گیرند که به گمان‏ این نگارنده(2‏)در بخش خارج از نسخه Exlibris جای می‏گیرد و هویت مستقلی دارد. پیشنهادهای چون تهیه آرشیوی از مهرها و یادداشت‏ها و ... عملا غیر ممکن است. پیشنهاد «تصویب و اختصاص چند واحد درسی» آشنایی با نسخ خطی «برای‏ دانشجویان رشته کتابداری و هنر» و نیز «تشکیل کارگاه‏های‏ آموزشی نسخه‏شناسی»، «تهیه اصطلاحنامه نسخه‏شناسی»، «تشکیل نمایشگاه‏های...» هیچ گونه ارتباطی با موضوع پایان نامه‏ ندارد.

آخرین بخش پایان نامه علاوه بر فهرست منابع فارسی و خارجی، چند پیوست مفید را نیز در برمی‏گیرد که نمودارها، نسخه‏شناسی یادداشت‏ها به روایت تصویر، و نمونه کار برگه‏ یادداشت‏های نسخ خطی از آن جمله است.

این پایان نامه با اندک اشتباه‏های تایپی، اندک ضعف‏های‏ پژوهشی که ناشی از ناهموار بودن روش تحلیل محتوا در نسخه‏شناسی است، به عنوان یکی از پژوهش‏های اصیل و نو در دهه‏های اخیر، قابل توجه و تقدیر است. امید است دیگر دانشجویان این راه را ادامه داده و توان علمی نسخه‏شناسی ایرانی‏ را افزایش دهند.

 

 

پانوشت‏ها:

(1).مثلا بنگرید به: محسن جعفری مذهب «دایه گزینی به گزارش‏ یادداشت‏های کنارهء کتاب»، فصلنامه فرهنگ مردم، ش 7 و 8، بهار 1383.

 (2).بنگرید به «فهرست‏نویسی: تنها یکبار»، آینه میراث، ش 27، زمستان 83.

 

 منتشره در كتاب ماه كليات، ش ۸۹، ارديبهشت ۸۴