آثاري كه نبايد معرفي كرد و نشان داد
در مجموعه هاي نسخ نفيس و خطي ايران، آثاري هستند كه موجب افتخار ايران و ايراني است و دانش و فرهنگ ايراني را برخ جهانيان ميكشد. آثاري كه تسلط علمي، درك هنري، فناوري ساخت و پرداخت مواد خام، و ... را نشان ميدهند و ايران و ايراني از آن بخود ميبالد. بايد اين آثار را شناخت و شناساند. اگر امكان بود نسخه عكسي آنها را منتشر كرد يا آثار نفيس موجود در آنها را بطور مستمر آورد. نمونه اين عكسها، تصاوير مينياتور، جلدهاي هنري، مرقعات عالي را در نشريات نسخه شناسي و سايتهاي مربوطه ميابيم.
از سويي در همان مجموعه ميراث گذشتگان آثاري سست و سخيف داريم كه فاقد هرگونه جنبه بصري، هنري، فني و علمي هستند و انتشار آنها نه تنها بر عظمت فرهنگ ايراني نمي افزايد بلكه مايه وهن آن است. كسي سطل زباله منزل خود را در ويترين اتاق پذيرايي، و كاغذهاي باطله را در قفسه افتخارات كتابخانه خود نمي گذارد.
گاه آثاري نفيس يا معمولي، بطرزي مبتذل و سخيف معرفي گشته و بنمايش در مي آيند كه مانند سطل زباله و محتويات آن، حيثيت فرهنگ ايراني را بر باد ميدهند. پس هم بايد آثار ضعيف را شناخت و هم از شناسانده ضعيف آنان پرهيز كرد.
در تاريخ دوشنبه، 18 بهمن 1389 عكسهايي بر سايت ميراث مكتوب قرار گرفت كه هم نشاندهنده آثار ضعيف و هم معرفي ضعيف بود و طبيعي است كه ضعف دوم مايه ضعف نخست شده است. خبري با عنوان "نقشه جهان در مجموعه 1251 ق کتابخانه مجلس ..." و سپس دو عكس از نقشه اي موجود در مجموعه 6363 کتابخانه مجلس شوراي اسلامي. عكس نقشه اي كه گمان ميبرم رونوشت نقشه اي از المسالك و الممالك استخري يا همزمانان او (حداكثر سده ششم هجري) بوده باشد كه دانش ايرانيان در سده هاي چهارم تا ششم را برخ ميكشد. شناخت ايرانيان (اگر از ابوريحان بيروني بگذريم كه كره زمين را گرد ميپنداشت) از سده هفتم تغييرات اساسي نموده كه جايش اينجا نيست. اگر بشرح نقشه در سايت ميراث مكتوب بنگريم :"تصویری که میبینیم مربوط به نقشه جهان در مجموعه 6363 کتابخانه مجلس مورخ 1251 ق است" معلوم ميشود كه نقشه نگار ايراني در سال 1251 قمري چه شناختي از جهان داشته است. اگر بپذيريم كه در دوره صفويان ايرانيان نام ينگي دنيا را شنيده بودند و در متون (و شايد نقشه هاي) خود وارد كرده بودند، تصور نقشه نگار ايراني در سال 1251 قمري از جهان هفتصد سال پيش از خود را چگونه مايه افتخار بدانيم؟ آيا تصور وجود كوه قاف و درياي محيط در سال 1251 قمري كه قطب شمال و جنوب هم شناخته شده بودند و اروپاييان دقيقترين نقشه هاي كره زمين را فراهم آورده بودند افتخاري دارد. گفتم كه گمان من اينست كه اين نقشه از رونويس تازه اي از يكي از كتب ممالك و مسالك برداشته شده و توسط تهيه كننده خبر به سال 1251 قمري انتقال يافته است. همانگونه كه در تصوير واقعي نقشه (تصوير پايين) ديده ميشود، سمت جنوب در بالاي نقشه قرار گرفته كه تصور واقعي نقشه نگاران و جغرافيا نويسان اسلامي بود.