استفاده، حتي با ذكر ماخذ هم مجاز نيست
حفظ حقوق ناشران و نويسندگان و مترجمان و ... و بطور كلي پديد آورندگان، از دغدغه هاي اصلي همه فرهنگيان و فرهيختگان و در همه جهان است. انواع قوانين و كنوانسيونهاي حقوق معنوي، و انواع علايم هشداردهنده مانند .................... بر آثار ، براي نشان دادن اين اهميت است.
زماني حقه بازي، مقاله اي از من را كه در مجموعه مقالاتي چاپ شده بود عينا كپي گرفته و با نامي اشتباه، در كتاب خود منتشر كرده و سپس آن را با حذف همان نام حتي اشتباه، در روزنامه ج.ا. منتشر كرد. نامه هاي من به سردبير روزنامه و ناشر آن مجموعه مقالات كه بر صفحه نخستش نوشته بود كليه حقوق براي ناشر محفوظ است هم اثري نبخشيد و پيگيري نشد. يافتن نمونه هاي فراوان اينگونه حقه بازي ها، ناشران و پديد آورندگان را وادار به ذكر قيود دقيق بر آثار مي نمايد كه نشان از مار گزيدگي آنان است. معلوم است كه بيش و پيش از مراجع قانوني، خود پديد آورندگان نگران اين امر هستند. اما گاه خواننده از ممنوعيتهاي من درآوروي بعضي ناشران و نويسندگان به خنده مي افتد. در آغاز كتابي نوشته شده بود:
"كليه حقوق براي ناشر محفوظ است و هرگونه تغيير و ارائه فصول اين اثر، يا چاپ و نقل نقشه ها و شجره ها و اسناد و تصاوير منحصر و اختصاصي كتاب، و ترجمه و نقل تمامي يا قسمتي از مطالب، و تهيه برنامه هاي تصويري و تجسمي و سمعي و بصري بر اساس محتوي (كذا) اين كتاب، بدون اجازه كتبي مولف و ذكر ماخذ ممنوع مي باشد"
غير از جمله اول كه پيشترها نيز ديده مي شد و ظاهرا همه مطالب بعدي را هم در بر مي گيرد، معلوم نيست كه قيود بعدي چگونه وضع و در كدام مرجع قانوني ممنوع شناخته شده و چگونه قابل بازخواست مراجع قانوني ممنوع كننده قرار مي گيرند و اصلا فايده اين قيود شاقه چيست و چگونه از ذهن پديد آورندگان مثلا فرهنگي و فرهيخته خارج مي شوند؟
از آخرين نمونه هاي جالبي كه ديده ام، كتاب جيرفت، كهن ترين تمدن شرق نوشته يوسف مجيد زاده است كه سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در سال 1382 (پخش در 1383) منتشر كرده است. ناشر پس از توضيح واضح "حفظ تمامي حقوق براي ناشر"، قيد نويني را بر آن افزوده است:
"هرگونه استفاده از اين اثر بطور مستقيم يا غير مستقيم ممنوع است"
بايد از ناشر پرسيد كه:
اگر اين كتاب براي استفاده مستقيم و غير مستقيم تهيه نشده، پس براي چه منتشر شده و كاغذ عزيز را تلف كرده اند؟
اگر قرار است كسي از كتابي استفاده مستقيم و غير مستقيم نكند، چه دردي دارد كه اين كتاب را بخرد؟
اگر اين كتاب را كه درباره كهنترين تمدن شرق نوشته اند و بروايتي بر اساس آن، بايد تاريخ شرق را دوباره نوشت، نبايد استفاده كرد، پس چه كسي بايد تاريخ اصيل اين كشور را و بر اساس چه موادي بنويسد؟
اگر كسي بر اساس توهم بي جاي ناشر، از اين كتاب استفاده زير چشمي كرد، ناشر چگونه و بر اساس كدام قانون او را تنبيه خواهد كرد؟
اصلا چه تنبيهي بهتر از اجازه استفاده ندادن!
خوب است ناشر بدين پرسشها پاسخي (هرچند قانع نكننده) بدهد تا خوانندگان و خريداران كتابهايش، ديگر مرتكب اين اشتباه نشوند.
منتشره در کتاب هفته شمارة 234 ، 3 اردیبهشت 1384