سند شناسی به مثابه موجودی زنده
|
بهانة نوشتن این مطلب پاسخ و رد اعتراضی است که بر انتخاب نام "تبانی نامه" بر نوشتة گذشتة من در گنجینة اسناد با نام "تبانی نامه" شد. اما این نوشته را مهمتر از پاسخ به یک اعتراض می بینم، چه، نیازی به پاسخ فوری نیست زیرا (به هر صورت، درست یا نادرست) آن نوشته منتشر شده و آن اصطلاح وارد دنیای سند شناسی شده و دیگران باید بدان بپردازند، نفیأ یا اثباتأ. اتفاقأ طرح این اعتراض نیز در راستای اهداف همین نوشته است.
هر موجود زنده ای چهار ویژگی دارد :
حرکت می کند
رشد می کند
تأثیر پذیرفته و می گذارد
تولید مثل می کند
هرموجودی که یکی از این اعمال را انجام ندهد زنده نیست. بیشتر وارد مباحث زیست شناسی نمی شوم .
من سند شناسی[1] را موجود زنده ای می دانم که باید: حرکت کند، رشد کند، تأثیر بپذیرد و بگذارد، و تولید مثل کند. اگر سند شناسی نتواند این کارها را انجام دهد زنده نیست.
جایگاه کنونی سند شناسی
شايد بپذیریم که از پیشینیان دو (و شايد با تسامح سه) چیز برای ما می ماند و به دست ما مي رسد، که برای بازسازی گذشتة انسانی از آنها بهره می گیریم:
آثار: هر شیئی که از پیشینیان بجای مانده است. هر شیئی مادی، دیدنی، ملموس، و محسوس که به صورت های گوناگون تاکنون، به صورت سالم یا فرسوده، بجای مانده و به صورت های گوناگون مانند حفاری باستانشاسی، حفاری غیر مجاز، حفاری تصادفی، باستانشناسی زیر آب، یا بدست حوادث طبیعی چون زمین لرزه، رانش زمین، فرسایش خاک، و ... بدست انسانها می رسد، و مسئولیت علمی شناسایی آنها به دانش باستانشناسی سپرده شده است.
اخبار: هر خبری که از پیشینیان بجای مانده است، یعنی می گویند پیشینیان چنین و چنان بوده اند و کرده اند و گفته اند. همة این اخبار قابل خدشه اند زیرا به صورت غیر مستقیم بدست ما رسیده اند. مسئولیت علمی شناسایی این اخبار به دانش تاریخ سپرده شده است.
اخبار بر آثار: ممکن است اخباری قابل تشکیک از پیشینیان که بر آثار ملموس ثبت شده اند (که تنها راه رسیده آنها سوار شدن خبر بر اسب اثر می باشد) اکنون بدست ما رسیده باشد که دانشیان باستانشناسی و تاریخ هردو، آنها را جزء محدودة دانش خود بدانند. جنس و مادة این آثار هم سخت مانند سنگ و فلز و سفال و گل و گچ و استخوان و ... ، و هم نرم چون چرم و پاپیروس و کاغذ و ابریشم و پارچه و ... است.
با آگاهی از موارد سه گانة بالا، اکنون دانش سند شناسی از نگاه های گوناگون، زیر مجموعة دانش های زیر شمرده می شود:
1 - باستانشناسی: از نظر ماده
از آن رو که مخطوط (اسناد و نسخه های خطی) شیئی است که از پیشینیان بجای مانده، به روش های باستانشناسی بدست آمده، حفاظت گشته، مرمت شده، و کاتالوگ می گردد.
2 - تاریخ: از نظر منابع اصلی مطالعه
از آن رو که خبری بر آنها ثبت شده که بیشتر مورد مطالعة تاریخ شناسان است و از منابع مهمتر و موثق تر دانش تاریخ است. البته معلوم است که تاریخ شناسان کمتر متعرض شکل سخت این مواد (آثار مکتوب بر سنگ و فلز و سفال و گِل و استخوان و گچ و ... ) شده، و ظاهرأ آنها را دربست به باستانشناسان سپرده اند.
3 – کتابداری: از نظر شکل
از آن رو به شکل و مادة دیگر مخطوطات و مکتوبات است، در مراکزی چون آرشیو و کتابخانه نگهداری می گردد، و مانند آنها (نه کاتالوگ، بلکه) فهرست، چکیده و نمایه می گردد. البته معلوم است که شکل سخت این مواد (آثار مکتوب بر سنگ و فلز و سفال و گل و استخوان و گچ و ... ) نه در آرشیو و کتابخانه نگهداری می گردد و نه عجالتأ سند شناسان و نسخه شناسان متعرض آنها شده اند.
حال وظیفة سند شناسان است که تکلیف خود را با سه دانش پیش گفته روشن نمایند، زیرا قرار گرفتن در زیر شاخة هرکدام از سه دانش گفته شده، تبعات ویژة خود را دارد.
اگر سند شناسی[2] را موجود زنده ای بدانیم باید بپذیریم که سند شناسی: حرکت کند، رشد کند، تأثیر بپذیرد و بگذارد، و تولید مثل کند. اگر هنوز چنین تصور و تصویری در ذهن سند شناسان ما وجود ندارد به علت آن است که یا هنوز چنین پرسشی در ذهن آنان بوجود نیامده یا سند شناس نداریم. پذیرفتن هردو مورد هم سخت می نماید. اما بنظر من اگر دانش سند شناسی نتواند این کارها را انجام دهد زنده نیست، و اگر سند پردازی به این پرسش ها پاسخ ندهد، سند شناس نیست. با فرض اینکه سند شناسان یا سند پردازان ما به این پرسش ها، بالآخره زمانی پاسخی خواهند داد، به تشریح کوتاه اعمال چهارگانة موجود زنده ای به نام سند شناسی می پردازم:
حرکت در سند شناسی
دانش سند شناسی باید حرکت کند، در جا نزند. هدف نهایی، مسیر، مراحل، منازل، دست اندازها، جاذبه های مسیر حرکت خود را بشناسد و بشناساند. در هر مرحله ای از مَرکَبهای مناسب مسیر بهره گیرد. برای وقایع پیش بینی نشده احتیاطاتی بیاندیشد. استفاده از یک مرکب برای راهی که سختی ها و آسانی های گوناگون دارد، شایستة یکی دانشی مرد نیست.
رشد در شند شناسی
نسخه شناسی باید بتواند رشد کند، بر حجم مادی و معنوی خود بیافزاید، خود را اصلاح کند، آسیب های خود را بشناسد، آنها را درمان کند. از شناخت آسیب های خود نپرهیزد و نهراسد. انگل دانش های دیگر نباشد و هویت مستقل داشته باشد. سند شناسی را زیر مجموعه دانش های باستانشناسی و تاریخ و کتابداری نداند. علاوه بر رشد کمًی و کیفی، بر مفاهیم و بحث ها و سوژه های خود بیافزاید. هر روز پرسش جدیدی را مطرح کرده و به آن پاسخ دهد، یا از دیگر دانش ها پاسخ بخواهد.
تأثیر پذیری و تأثیر گذاری در سند شناسی
سند شناسی باید بتواند از علوم دیگر، جامعه و حوادث، تأثیر (نه منفعلانه، بلکه) فعالانه گرفته، بر آنها تأثیر آگاهانه نیز گذارد. بر دانش های دیگر اثرگذاشته و آنان را نیازمند خود کند. به دروس دانشگاهی رخنه کرده و برای خود جایگاهی یابد. تصویری روشن و موثر از خود در ذهن عوام و خواص گذاشته و به این پرسش پاسخ دهد که: "سند شناسی به چه دردی می خورد" . بتواند دردی را از جامعه درمان کند (و باصطلاح امروزی کاربردی باشد). پاسخگوی ضعف های خود باشد. بتواند بخش مهم و پرمحتوایی در کتابخانه ها ایجاد و آنها را پربارتر کند. برای کارگزاران و دانش آموختگان و کاربران خود مایة افتخار و مباهات باشد.
تولید مثل در سند شناسی
سند شناسی باید بتواند زیرشاخه هایی تولید، برای آنها خط مشی تعیین نموده، به پیشرفت راهنمایی و از آنها حمایت کند. بتواند برای زیر شاخه های خود مبانی نظری محکم بسازد.
بگمان نگارنده اکنون سند شناسی در وضعیت دانشی مناسب نیست. به عنوان رشتة دانشگاهی با برنامه و متون درسی فراهم نیست. کارورزان اسناد خطی از هر راهی خود را به آن رسانده اند، اگر حمل بر بی ادبی نباشد هرکسی می تواند وارد سند پردازی و سند شناسی شود. ما در دانشگاه های کشورمان رشته های نسخه های خطی، سند شناسی، و آرشیو نداریم. حتی گرایشهای تعريف شدة آرشیو، نسخه های خطی، و اسناد تاریخی در ذیل رشته های کتابداری و تاریخ هنوز شکل نگرفته اند. لذا هیچ تحصیلکرده و فارغ التحصیل این رشته ها را هم نداریم. اگر به کسانی برنخورد، همة نسخه شناسان، سند شناسان، و آرشیویست های ما تجربی هستند.
در کتابخانه ها و در برابر انبوه مواد کتابی نوین، سند شناسی و نسخه شناسی به عنوان کاری بر کهنه ترین مواد کتابخانه ای شناخته می شود و بهترین کارکنان و کتابداران متولی آن نیستند. اگر بخاطر و به بهانة ارزش مادی مواد خطی، و ضرورت حفاظت فیزیکی و امنیتی بیشتر، در مخازن دربسته و بدون نور و هوای آزاد نگهداری می شوند، در واقع خود آنها و کارکنان بر آنها را نیز در همان فضا قرار داده و بخش اسناد و نسخه های خطی مانند زندانی برای اسناد و نسخه ها، و نيز سند پردازان و نسخه پردازان شده است. اگر سند شناسی زنده باشد و حق زندگی دارد، سند پردازان نیز حق زندگی دارند.
برای هریک از است ها و باید های بالا می توان نمونه هایی آورد که جایش اینجا نیست. امید است طرح این نوشته، و پرسش ها و ادعاهای آن، تنها داستانی رومانتیک شمرده نشود. فرار از فکر کردن و پاسخ دادن، چارة کار نیست.
اما برگردیم به "تبانی نامه". نخستین اعتراض از سوی ویراستار و مدیر داخلی برخاست که کلیدواژة "تبانی نامه" در سرعنوانهای موضوعی و اصطلاح نامة فارسی نبوده و نیست. درست می گفتند و می گویند. بسیاری واژه ها و اصطلاحات در سرعنوان های موضوعی و اصطلاحنامة فارسی نبوده و نیست. اگر به چاپ نخست و ویرایش نخست هردوی این مراجع بنگریم، به راحتی درمی یابیم که بسیاری از واژه ها و اصطلاحات به مرور بدان افزوده شده است. اصلأ ویژگی ذاتی اصطلاحنامه، تزاروس، فرهنگ، دانشنامه، و تقریبأ همه مراجع است که به مرور زمان بدانها افزوده شده است. اول واژه ها به وجود می آیند و سپس واژه نامه ها. اول دانش ها و سپس دانشنامه ها. آیا دانشمند برای ساخت واژه یا اصطلاح علمی و حرفه ای مورد نیاز خود، حتمأ باید آن را در فرهنگ های موجود بیابد یا منتظر وضع خود واژه یا معادل آنها در فرهنگستان ها بماند، و سپس دانش خود را در اختیار دیگران بگذارد؟
در مقدمة همان مقالة "تبانی نامه" گفته شد که در دستنامه های آموزشی اسناد کهن که در سده های پیشتر نوشته شده تنها 3 گونه سند به رسمیت شناخته شده بود: سلطانیات، دیوانیات و اخوانیات. اما امروزه بیش از یکصد گونه سندِ خطی شناسایی، دسته بندی، و معرفی شده اند. خدا رحمت کند استادی را که در درس اسناد تاریخی دورة فوق لیسانس تاریخ به ما می آموزاند که: "اسناد تاریخی 3 گونه اند: سلطانیات، دیوانیات و اخوانیات." یعنی تقریبأ همان تعریف هزار سال پیش.
اعتراض به وضع واژة تبانی نامه را فرصتی مبارک می دانم که سند پردازان و سند پژوهان و سند شناسان ما به خود بیایند و از افزودن بر دانش سند شناسی هزار سالة ما نهراسند و بدانند که راز ماندگاری و زنده بودن هر دانشی به وجود چهار صفت موجود زنده است. همانگونه که پیشتر هم گفتم حتی همین اعتراض نشان از آن دارد که سند پردازان ما به برخی مسائل اطراف خود حساسند، و امید است که این حساسیت آگاهانه و مسئولانه باشد.
[1] - به معنی جزیی از علم نسخه شناسی که دانش مطالعه و کار بر اسناد و نسخه های خطی و متون کهن است
[2] - و البته هر علم و دانش ديگر را |
|
منتشره در نشریه الکترونیکی شیرازه شماره ۱» آذر و دی ۱۳۸۶ |
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی ۱۳۸۶ ساعت 15:48 توسط محسن جعفري مذهب
|