ولنگاری در اطلاع رسانی اسناد و نسخ خطی
هر روز در اخبار خبرگزاریها و نشریات، خبرهای عجیب و غریبی درباره اسناد و نسخههای خطی میبینیم و میخوانیم. (البته شاید متخصصان هر رشته دیگر نیز چنین اطلاعات عجیب و غریب را ببینند و به بیسوادی و بیخبری خبرنگاران بخندند). اطلاعاتی كه ناشی از بیخبری تهیهكننده خبر با واژهها و اصطلاحات علمی و عرفی آن دانش است. بخشی از آنها نیز از گوینده خبر و مصاحبه شونده است كه سعی دارد كار و خبر خود را مهم بنماید و احتمالا در آن (باصطلاح) آب میبندد. تقصیر خبرنگار نیست كه تنها منتقلكننده خبر است.
از سویی هر روز نمیتوان یادداشتی به خبرگزاریها و نشریات فرستاد تا نادرستیهای منتشره در اینگونه اخبار را اصلاح كنند. در یكی از یادداشتهای پیشین خود نوشتم:
«بگمان نگارنده اكنون سندشناسی و نسخهشناسی در وضعیت دانشی مناسب نیست. به عنوان رشته دانشگاهی با برنامه و متون درسی فراهم نیست. كارورزان اسناد و نسخ خطی از هر راهی خود را به آن رساندهاند، اگر حمل بر بیادبی نباشد هركسی میتواند وارد سندپردازی و سندشناسی شود.
ما در دانشگاههای كشورمان رشتههای نسخههای خطی، سندشناسی و آرشیو نداریم. حتی گرایشهای تعریف شده آرشیو، نسخههای خطی و اسناد تاریخی در ذیل رشتههای كتابداری و تاریخ هنوز شكل نگرفتهاند. لذا هیچ تحصیلكرده و فارغالتحصیل این رشتهها را نداریم. اگر به كسانی برنخورد، همه نسخهشناسان، سندشناسان و آرشیویستهای ما تجربی هستند.
در كتابخانهها و در برابر انبوه مواد كتابی نوین، سندشناسی و نسخهشناسی به عنوان كاری بر كهنهترین مواد كتابخانهای شناخته میشود و بهترین كاركنان و كتابداران متولی آن نیستند. اگر به خاطر و به بهانه ارزش مادی مواد خطی و ضرورت حفاظت فیزیكی و امنیتی بیشتر، در مخازن دربسته و بدون نور و هوای آزاد نگهداری میشوند، در واقع خود آنها و كاركنان بر آنها را نیز در همان فضا قرار داده و بخش اسناد و نسخههای خطی مانند زندانی برای اسناد و نسخهها و نیز سندپردازان و نسخهپردازان شده است.»
اینك باید بر آن بیافزایم كه اطلاعرسانی عمومی اسناد و نسخ خطی نیز در وضعیت مناسبی قرار ندارد. اگر وضعیت نامناسب مطالعات نسخهشناسی در درون مخازن و گروه اندك و محدود نسخهشناسان درجا میزند و در پیله قرار دارد، اینك خبرنگاران و خبرگزاران آن را در اسرع وقت در تمام جهان میپراكنند. درست مثل بیماری و پخش بیماری، كه پخشكننده بیماری را خطرناكتر از بیمار نشان میدهد. در یادداشت پیشین خود در كارگزاران نوشتم كه حتی كسانی به خود اجازه ندادند تا نام كتاب را از روی عكس آن با گزارش تطبیق دهند. در دسته گل جدید یكی از خبرگزاریها درباره قاچاق نسخه خطی از افغانستان (منتشره در روزنامه كارگزاران 24/4/1387) و به نقل از یكی از كارشناسان آمده است كه:
«به گفته وی، بسیاری از نسخههای خطی در این منطقه از بین رفتهاند. اسرائیلیها سالهای قبل میآمدند و نسخهها را میخریدند. حتی یك بار 170 تن نسخه را در یك تریلی جمع كردهاند و بردهاند.»
آیا گوینده تریلیای سراغ دارد كه 170 تن حمل كند، آنهم در افغانستان!؟ اگر متوسط وزن یك نسخه خطی نیم كیلوگرم باشد، باید بیش از 300 هزار نسخه خطی (یعنی به مقدار تخمینی نسخههای خطی موجود در ایران) تنها در یك پارتی از افغانستان خارج شده باشد. آیا دیگر نسخهای برای قاچاق مانده است؟ در اواخر سال 1385 به همت جناب آقای ابهری و كتابخانه مجلس شورای اسلامی كارگاه آموزشی برای تعدادی از خبرنگاران ایجاد شد تا با اصطلاحات موجود در دنیای اسناد و نسخههای خطی آشنا و از تكرار اشتباههای فاحش جلوگیری نمایند. از مسوولان روزنامهها انتظار نیست كه هر خبری را به كارشناسی بسپرند و پس از صحت خبر منتشر كنند. اما ادعای نقل خبر از خبرگزاریهای بزرگ نیز رافع مسوولیت علمی نشریات نیست.
«بگمان نگارنده اكنون سندشناسی و نسخهشناسی در وضعیت دانشی مناسب نیست. به عنوان رشته دانشگاهی با برنامه و متون درسی فراهم نیست. كارورزان اسناد و نسخ خطی از هر راهی خود را به آن رساندهاند، اگر حمل بر بیادبی نباشد هركسی میتواند وارد سندپردازی و سندشناسی شود.
ما در دانشگاههای كشورمان رشتههای نسخههای خطی، سندشناسی و آرشیو نداریم. حتی گرایشهای تعریف شده آرشیو، نسخههای خطی و اسناد تاریخی در ذیل رشتههای كتابداری و تاریخ هنوز شكل نگرفتهاند. لذا هیچ تحصیلكرده و فارغالتحصیل این رشتهها را نداریم. اگر به كسانی برنخورد، همه نسخهشناسان، سندشناسان و آرشیویستهای ما تجربی هستند.
در كتابخانهها و در برابر انبوه مواد كتابی نوین، سندشناسی و نسخهشناسی به عنوان كاری بر كهنهترین مواد كتابخانهای شناخته میشود و بهترین كاركنان و كتابداران متولی آن نیستند. اگر به خاطر و به بهانه ارزش مادی مواد خطی و ضرورت حفاظت فیزیكی و امنیتی بیشتر، در مخازن دربسته و بدون نور و هوای آزاد نگهداری میشوند، در واقع خود آنها و كاركنان بر آنها را نیز در همان فضا قرار داده و بخش اسناد و نسخههای خطی مانند زندانی برای اسناد و نسخهها و نیز سندپردازان و نسخهپردازان شده است.»
اینك باید بر آن بیافزایم كه اطلاعرسانی عمومی اسناد و نسخ خطی نیز در وضعیت مناسبی قرار ندارد. اگر وضعیت نامناسب مطالعات نسخهشناسی در درون مخازن و گروه اندك و محدود نسخهشناسان درجا میزند و در پیله قرار دارد، اینك خبرنگاران و خبرگزاران آن را در اسرع وقت در تمام جهان میپراكنند. درست مثل بیماری و پخش بیماری، كه پخشكننده بیماری را خطرناكتر از بیمار نشان میدهد. در یادداشت پیشین خود در كارگزاران نوشتم كه حتی كسانی به خود اجازه ندادند تا نام كتاب را از روی عكس آن با گزارش تطبیق دهند. در دسته گل جدید یكی از خبرگزاریها درباره قاچاق نسخه خطی از افغانستان (منتشره در روزنامه كارگزاران 24/4/1387) و به نقل از یكی از كارشناسان آمده است كه:
«به گفته وی، بسیاری از نسخههای خطی در این منطقه از بین رفتهاند. اسرائیلیها سالهای قبل میآمدند و نسخهها را میخریدند. حتی یك بار 170 تن نسخه را در یك تریلی جمع كردهاند و بردهاند.»
آیا گوینده تریلیای سراغ دارد كه 170 تن حمل كند، آنهم در افغانستان!؟ اگر متوسط وزن یك نسخه خطی نیم كیلوگرم باشد، باید بیش از 300 هزار نسخه خطی (یعنی به مقدار تخمینی نسخههای خطی موجود در ایران) تنها در یك پارتی از افغانستان خارج شده باشد. آیا دیگر نسخهای برای قاچاق مانده است؟ در اواخر سال 1385 به همت جناب آقای ابهری و كتابخانه مجلس شورای اسلامی كارگاه آموزشی برای تعدادی از خبرنگاران ایجاد شد تا با اصطلاحات موجود در دنیای اسناد و نسخههای خطی آشنا و از تكرار اشتباههای فاحش جلوگیری نمایند. از مسوولان روزنامهها انتظار نیست كه هر خبری را به كارشناسی بسپرند و پس از صحت خبر منتشر كنند. اما ادعای نقل خبر از خبرگزاریهای بزرگ نیز رافع مسوولیت علمی نشریات نیست.
منتشره در روزنامه كارگزاران ۳۰/۵/۱۳۸۷
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد ۱۳۸۷ ساعت 16:40 توسط محسن جعفري مذهب
|