اوایل امسال بود که نمايشگاه عكس حمل و نقل شهري تهران قديم تحت عنوان «از ماشين دودي تا مترو» در محل پل موزه پونه به نشاني خيابان كريم خان، تقاطع خيابان حافظ برگزار شد. بر روی پل موزه پونه آگهی زیر بچشم می خورد (و البته هنوز هم می خورد) :

از ماشين دودي تا مترو «نخستين نمايشگاه حمل ونقل شهري تهران قديم»

از روز اسناد ملی (17 اردیبهشت) تا روز ارتباطات (25 اردیبهشت)

جالبتر آنکه، پل موزه پونه بر روی خیابان کریم خان قرار دارد که یکطرفش خيابان به آفرين است كه مقر سابق سازمان اسناد ملي ایران بود، و يكطرفش مقر كنوني سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران هست. بنظر ميرسد زمان برگزاري نمايشگاه تداعي كننده اين تصور است كه ارتباط ماشين دودي به روز اسناد ملي مانند ارتباط مترو به روز ارتباطات است.

پیش از آنکه خیلی پیش داوری کنید بگویم که البته این تنها خبر تشکیل و تبلیغ نمایشگاه بود و در عمل از روز 21 تا 25 اردیبهشت برگزار شد. آن هم احتمالأ بدلایل فنی و ترافیکی بود، و نه مخالفت و اعتراض مسئولان سازمان اسناد و کتابخانه ملی یا سند شناسان و سند پژوهان کشور.

اینکه اسناد ملی را بعنوان روزی ملی بزرگ میدارند (همانگونه که میراث فرهنگی را)، حتمأ برای موزه ای بودن هر دو است، وگرنه در عصر ارتباطات و اطلاعات، چقدر میتوان مشکلات کشور را با اسناد حل کرد. حل که نمی توان کرد هیچ، بلکه بر مشکلات کشور هم میتوان افزود. مگر نه آنکه ممکن است اسناد تاریخی، نادرستی برخی باورهای ما را مورد خدشه قرار دهند؟. مگر نه آنکه ممکن است نشان دهد بعضی راههایی که ما میرویم و دیگران پیشتر رفته بودند بیراهه بوده است؟ مگر نه آنکه ممکن است چهره برخی شخصیتهای بدنام را روشن، و چهره برخی شخصیتهای خوشنام را تاریک نشان دهد. مگر نه آنکه ...

بگذریم. و بگذاریم تنها این پرسش را مطرح نمایم که:

آیا این تنها کوتاهی مسئولان ارتباطات کشور است که نیازی به استفاده از پژوهشهای اسنادی کشور در اطلاع رسانی نمی بینند؟ آیا کوتاهی از مسئولان خدمات شهری است که ماشین دودی برایشان تداعی کننده اسناد تاریخی، است؟ آیا کوتاهی از مسئولان فرهنگی کشور است که به روز اسناد تاریخی، تزیینی می نگرند؟ آیا کوتاهی از مسئولان سازمان اسناد و کتابخانه ملی است که همچنان اسناد را در آخرین درجه توجه خود دارند؟ سهم ما سندپژوهان و سندپردازان و سندپراکنان در این توهم سازی ها چقدر است؟ آیا در شناساندن اهمیت اسناد و آرشیو سرعتی داشته ایم؟ آیا گمان کرده ایم که استناد محض به کتاب مرحوم قایم مقامی یعنی اقرار به 37 سال درجا زدن در سند پژوهی؟ آیا به ادبیات نظری آرشیو و اسناد چیزی افزوده ایم؟ آیا ... ؟ آیا ... ؟