مظلومتر از خليج هميشه فارس
اين روزها نام خليج فارس ورد زبان ايرانيان و بلكه خط قرمز سياستمداران است. نوشته هاي گوناگون، همايشهاي رنگارنگ، حتي لغو بازيهاي كشورهاي اسلامي به بهانه تأكيد كشورهاي عرب بر حذف نام فارس از نقشه و لوگو و مدال و ديپلمهاي بازيهاست. هيچ ايراني شريفي در حقانيت و پارسي بودن آن دريا ترديد ندارد، اما شايد عجيب بنمايد كه بدانيم كه از خليج هميشه فارس مظلومتر هم داريم.
دریای کاسپی، هیرکانی، و یا مازندران یا گیلان نامی است که در متون تاریخی به دریای واقع در شمال ایران داده شده است. نامهای دیگری نیز به این دریا داده شده است که به شهرت نامهای فوق نرسیده، اما در تاریخ وجود دارند. متاسفانه در سده های اخیر از سوی ایرانیان نام دریای خزر که منسوب به قوم ترک و یهودی خزر ساکن در بخش شمالی دریای کاسپی و دریای سیاه می باشد در اسناد و مکاتبات رسمی دولتی ایران ثبت شده و ظاهرأ توسط دولت جمهوری اسلامی ایران نیز برسمیت شناخته شده و به سازمانهای دولتی ابلاغ گشته است که از این پس نام دریای خزر را بجای دریای مازندران بکار برند. بنظر میرسد پژوهشگران ایراندوست کمترین توجه و اعتراضی به این نامگذاری نادرست ننموده ، سکوت اختیار کرده اند[1].
اگر خليج فارس همسايگان عربي در جنوب دارند كه منكر پارسي بودن آن هستند، اتفاقأ در شمال نيز همسايگاني داريم كه منكر نام درياي خزر هستند. هر چهار كشور حاشيه درياي شمال، از آن بنام واقعي و تاريخي اش "درياي كاسپي" ياد ميكنند، و معلوم نيست چرا ما بايد بنام خزر تأكيد كنيم كه تنها دولت قديم عثماني بر آن تأكيد داشت و در نقشه هايش بكار ميبرد.
[1] - نویسنده در معرفی ترجمة فارسی کتاب خزران دانلوپ به این امر اعتراض نموده است:
محسن جعفری مذهب: خزران: در سايه روشن تاريخ، جهان كتاب، شمارة 75، آبان 1382