در آغاز تأکید می کنم که من فهرست نویس یا کتابدار نیستم، و علت مراجعه من به فهرست های نسخه های خطی، فقط برای بهره برداری تاریخی، سند شناسانه و نسخه شناسانه از آنهاست، و نه برای گرفتن تجربه ای کتابدارانه و یا فهرست نگارانه. و البته با آن مباحث، بیگانه و ناآشنا هم نیستم. در اینجا به عنوان یک «کاربر» به خود حق می دهم که از فهرست نویسان بپرسم، خُرده بگیرم و پیشنهاد دهم.

در ادامه مقاله، اگر پیشنهادی نموده یا راه کاری ارائه کرده ام، تنها برای آن است که در آینده، کسانی چون من، که از مراجعه مستقیم به همه نسخه های خطی فهرست شده معذورند، بهتر بتوانند از فهرستها بهره برند. زیرا می دانیم که هر نسخه ای تنها یکبار فهرست می شود و اگر در همان یکبار، تمام آگاهیهای سودمند کتابدارانه و نسخه شناسانه از آن استخراج نشود، پژوهشگران آینده از آگاهیهای استخراج نشده محروم خواهند ماند. البته توصیه های من، چندان هم از توان و وظایف تعریف شده فهرست نویسان ما دور نیست. داوری درباره علمی بودن مطالب را نیز به خوانندگان کارشناس می سپارم. در این نوشته می خواهم به دو پرسش زیر اشاره و تا حد امکان به آنها پاسخ دهم:

 1. فهرست نویس نسخه خطی تا چه حد، حق یا وظیفه غوص در نسخه خطی را دارد؟

 2. اجزای فهرست نویسی نسخه خطی از نظر موضوع کدامند؟

 در پاسخ به پرسش نخست که: «فهرست نویس نسخه خطی تا چه حد حق یا وظیفه غوص در نسخه خطی را دارد؟» استاد احمد منزوی می نویسد:

 روزی از این ناچیز پرسیده بودند: در فهرست نگاری امروز، گروهی اهل مکتب دقّتند و معتقدند شناخت و معرفی یک کتاب ولو ماهها طول بکشد باید با نهایت دقت و حوصله و تفتیش منابع صورت بگیرد. گروهی نیز اهل مکتب سرعتند و می گویند: فعلاً باید یک فهرست اجمالی ولو نه چندان دقیق از نسخ خطی نشر شود. در شرایط امروز کدام مکتب کارآمدتر است؟ مکتب فهرست نویسی محققانه بطیی ء، یا آسان گیرانه سریع و زود ثمر، که فعلاً طرفداران رو به رشد هم دارد؟ در پاسخ آن پرسش عرض کرده ام من، نه از گروه محققان وسواسی و منزه طلب مکتب دقت هستم که ماهها و حتی سالها کتاب نادر را در میز کارم نگاه دارم و در حول و حوش آن، بی آنکه نشانه ای از رساله را در اختیار استادان و افکار عمومی اهل کتاب قرار دهم، جویای اطلاعات دقیق گردم. و نه اهل مکتب فهرست نویسی به شیوه نامگو. من طرفدار فهرست نویسی به شیوه تفصیلی تحقیقی هستم، ولی نه بطیی ء و نه آسانگیرانه.

 

با آنکه استاد منزوی در اصل اعتقاد دارد که: «بایستی کوشید کار معرفی نسخه ها را هرچه سریع تر پیش برد و آیندگان لغزشهای ما را اصلاح خواهند کرد» و در راه تهیه کتابنامه آثار فارسی سرعت از ضروریات است، اما شاید آن اعتراض را بتوان به کسانی دانست که «ماهها و حتی سالها کتاب نادر را در میز کار نگاه می دارند و در حول و حوش آن، بی آنکه نشانه ای از رساله را در اختیار استادان و افکار عمومی اهل کتاب قرار دهند، جویای اطلاعات دقیق می گردند».

 شاید گفته شود که فهرست نگار آنقدر وقت ندارد که این همه آگاهیها را از نسخه خطی استخراج کند و کار برگه های موجود و نیز حجم فهرستهای منتشره موجود، امکان این کاوش های موشکافانه را به فهرست نگار نمی دهد. با آنکه این شبهه قابل تأمل است اما، همانطور که پیشتر نیز گفته شد، اگر بپذیریم که «هر نسخه خطی تنها یکبار امکان فهرست شدن را دارد»، بهتر است این سختی کار را برای فهرست نویس بپسندیم و برای انبوه کاربران در طول زمان نپسندم.

 

(2)

 

تا آنجا که می دانم، فهرست نویسی سنّتی یک موضوع بیشتر نمی شناخت: کتابشناسی. درست است که زندگینامه نویسنده و گاه مترجم و شارح نیز در آن می آمد اما ظاهراً هویت مستقل از کتابشناسی برای آن در نظر گرفته نمی شد. گاه نیز فهرست نویس، تجربه میدانی خود را می آورد و مثلاً ذکر می کرد که نسخه ای را در نزد فلان یا در کتابخانه فلان دیده است، گاه قطع یا رنگ یا جنس نسخه را هم مورد اشاره قرار می داد. در صورتی که از نظر شکلی این استقلال را به رسمیت بشناسیم، فهرست نویسی سنّتی بر چهار هویت نامستقل نویسنده شناسی، کتاب شناسی، نسخه شناسی، و تجربه میدانی تکیه داشت، هرچند به هویت مستقل چهارگانه آن اشاره نمی کرد.

 فهرست نویسان نخستین در دنیای اسلام، اصالت را به نویسنده، شارح، مترجم، و به قول کتابداران امروزی «پدیدآورنده» می دادند و آثار پدید آورنده را پس از سرگذشتنامه او می آوردند. نگاهی به آثار ابن ندیم، شیخ طوسی، منتجب الدین، ابن طاووس و دیگران ما را به این نتیجه می رساند.

 فهرست نویسان میانه اسلامی از حاجی خلیفه تا شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز با آنکه مدخلها را بر اساس نام کتاب ردیف می کردند، اما حجم سرگذشتنامه پدیدآورنده هنوز بیش از توصیف کتاب و محتویات آن بود و ظاهراً تنها نام کتاب مدخل قرار می گرفت و هنوز اصالت با پدیدآورنده بود.

 فهرست نویسی نوین، بی تردید برگرفته و متأثر از غرب است. پژوهشگرانی که در کتابخانه های اروپا به پژوهش مشغول بودند به روشهای فهرست نویسی آنان روی آورده و از آنجا که نخستین فهرست نویسان ما تحصیلات آکادمیک کتابداری، یا فهرست نویسی نسخه های خطی نداشتند و اگر تحصیلات جدید داشتند در دیگر عرصه های علوم انسانی بود و این افراد در کتابخانه های تازه تأسیس ما که پس از مشروطیت تأسیس شدند به کار گمارده می شدند، تنها با تقلید از روشهای اروپاییان می توانستند به فهرست نویسی بپردازند. مهدی بیانی فهرست را به سه بخش: موضوع (تقسیم بندی مطالب کتاب)، توصیف (برای نسخه شناسی)، و تعریف (برای کتابشناسی) تقسیم کرده است. ایرج افشار دو موضوع اصلی را کتاب شناسی و نسخه شناسی می داند، اما هویت مستقل انجامه را به طور غیر صریح می پذیرد. به جرأت بگویم که در بیشتر فهرستهای نیم سده اخیر، مرز روشنی در این باره وجود ندارد و آگاهیهای فهرست، با نظم خاصی چیده نشده و نیازی هم به نشان دادن نمونه نیست.

 از مهمترین ضعفهای فهرست نویسی که انگیزه نگارش این مقاله است، علمی نبودن آن است. فهرستهای موجود علمی نیست زیرا:

 1. ورود به فهرست نویسی یک نسخه منطقی نیست. بافت آگاهیهای ارائه شده نیز منطقی نیست. مانند هر شیئی، پیش از ثبت ظاهر کتاب (نسخه شناسی) وارد باطن آن (کتاب شناسی) می شوند.

 2. در توصیف، تعریف و موضوع دادن به کتاب روشهای علمی رعایت نمی شود. قواعد شناخته شده رده بندی مورد توجه قرار نمی گیرد.

 3. در ذکر کمّیتها و نیز کیفیت داده ها، از اصطلاحات و واحدهای استاندارد و علمی بهره گرفته نمی شود. فرضاً برای ذکر اندازه کتاب هنوز از اصطلاحات سنتی همچون جیبی، رقعی، وزیری، رحلی، سلطانی، خشتی، ... استفاده می شود که در بعضی از این اصطلاحات تا20 درصد جای تغییر دارد و هنوز بعضی از فهرست نویسان استفاده از خط کش و دادن میلی متر را در زمره غربزدگی برشمرده و استفاده از اصطلاحات سنتی را حفظ فرهنگ اسلامی می دانند. در ذکر کیفیتها چون رنگها نیز، هنوز استفاده از طیف رنگ و دادن شماره دین (Din) راکفر می شمارند. هنوز بیشتر نسخه ها نخودی رنگند که خود طیفی از اواخر رنگ شیری تا قهوه ای را در برمی گیرد. معلوم نیست چرا خواننده فهرست ما باید بفهمد که اناری، گل بهی، حنایی، عنابی، ارغوانی، پوست پیازی، سرخابی و غیره چه رنگی هستند. هنوز فهرست نویس ما گمان می برد خوانندگان فهرست او، هم ولایتی های اویند که این اصطلاحات را می فهمند. اصلاً چه نیازی است بیگانه ای که آن محصولات را ندیده و نام آن رنگها را نشنیده، چنین فهرستی را بخواند و بفهمد.

 

سودمندترین روش فهرست نویسی، ثبت آگاهیهای شش گانه زیر است:

 1. آگاهیهای راهنما

 2. آگاهیهای نسخه شناسی

 3. آگاهیهای انجامه شناسی

 4. آگاهیهای کتاب شناسی

 5. بیرون از متن (Ex Libris)

 6. کتاب شناسی فهرست

 اما به دلیلی که پایین تر شرح داده خواهد شد، بخشهای 2 و 4 را جابجا کرده و ترکیب زیرا را پیشنهاد دارم:

 1. آگاهیهای راهنما

 2. کتاب شناسی

 3. انجامه شناسی

 4. آگاهیهای نسخه شناسی

 5. بیرون از متن (Ex Libris)

 6. کتاب شناسی فهرست

 عناصر معرفی شده در بخشهای ششگانه زیر، سلیقه ای است و هیچ اصراری در تعداد آنها ندارم، اما در ترتیب ثبت آنها و نیز ضرورت بخشهای ششگانه اصرار و تأکید دارم.

 

1. آگاهیهای راهنما

آگاهیهایی که ما را به نسخه رهنمون می شود: در واقع این آگاهیها به ما می گویند که نسخه چگونه به ما رسیده و اکنون در کجا موجود و چگونه قابل دسترسی است. آشکار است که فروشنده از تکمیل آگاهیهای این بخش خودداری کرده و کتابخانه ها و موزه ها از ثبت بسیاری از این آگاهیها خودداری می کنند و شاید از ضرورت آن آگاهی ندارند. مهمترین آگاهیهای راهنما عبارتند از:

 الف: شماره بازیابی: شماره موقّت، شماره (های) ثبت پیشین، شماره کنونی، شماره رده بندی و غیره.

 ب: آگاهیهای تهیه:

 از کجا تهیه شده؟

 در چه مجموعه ای (یا مجموعه هایی) وجود داشته؟

 همراه چه کتب و اسناد دیگری به کتابخانه یا موزه فروخته شده؟

 نام فروشنده و دلاّل؟

 قیمت خرید (نسخه و مجموعه)؟

 تاریخ خرید؟

 شهر تهیه نسخه؟

 آیا میکروفیلم یا سی دی از آن تهیه شده است؟

 این بخش به دلایل گوناگون، ناپیداترین بخش فهرست نویسی نسخه های خطی است. اگر کتابخانه ها و موزه ها از ثبت این آگاهیها در کار برگه فهرست نگاری، فهرست نسخ خطی و اسناد، و کاتالوگها معذورند، دست کم در دفتر یا کار برگه پیوسته به نسخه خطی آن را ثبت کنند. استاد ایرج افشار در نوشته ای اهمیت این بخش را گوشزد کرده است.

 در تأکید بر اهمیت این موضوع، که تقریباً در همه فهرستها فراموش شده است، بگویم که هر کتاب و نسخه ای دو هویت دارد:

 هویت فردی (شناخت نسخه از آن رو که نسخه ای خطی است)

 هویت جمعی (شناخت مجموعه ای که کتاب در آن قرار گرفته است)

 شخصیت گردآورنده و انتخاب کننده نسخه، نقش مهمی در کنار هم قرار گرفتن یک مجموعه دارد. معمولاً علایق و سلایق فرد در آثار او به چشم می خورد. گاه بخش های خالی هر فهرست را می توان در دیگر کتابهای آن مجموعه یافت. ممکن است فروشنده حرفه ای یا دلال، نظمی در فراهم آوری نسخه ها نداشته باشد، اما توجه به این موضوع سودهای فراوان دارد. فرض کنید در نسخه ای این یادداشت آمده که «این کتاب را همراه چند کتاب دیگر (فرض کنید نام آن کتابها را نیز آورده باشد) در فلان روز، یا در فلان شهر، یا از فلان کس، یا به فلان طریق و یا فلان قیمت خریدم» (که در نسخه ها نمونه آن را دیده ام)، در کمتر فهرستی این آگاهیها به هم ربط می یابد و در فهرست نویسی آن دیگر کتاب ها، به کار گرفته می شود. حتی در فهرست نویسی مجموعه ها نیز هویت جمعی نسخه ها مورد توجه نمی گیرد، مگر آنکه همگی به یک نفر تعلق دارند.

 در اینجا تذکری که باید داد و همه جا به کار برد «ثبت استنباطات فهرست نگار» است. هرگونه استنباط فهرست نگار که سند قابل ذکری درباره آن ندارد، نباید از ثبت دور افتد و باید به صورت توضیح یا در میان دو گوشه [ ] به آگاهی خواننده برسد. به دلیل آنکه احتمالاً فهرست نگار بیشتر زمان ممکن دسترسی به نسخه را دارد، نباید هیچ نکته ای را دور از توجه قرار دهد.

 

 2. آگاهی های کتاب شناسی

این بخش مهمترین، و گاه تنها بخش فهرست نویسی بوده و هست. هرچه به زمان حاضر نزدیکتر می شویم از حجم آن در فهرست نویسی کاسته شده و به بخشهای دیگر، به ویژه نسخه شناسی افزوده گردیده و می گردد. با شناسایی هرچه بیشتر متون، نویسندگان، کاتبان، و انتشار هرچه بیشتر فهرستها، نمایه ها، کتاب شناسی ها، اهمیت بخش کتاب شناسی کاهش می یابد و تنها برای کتابهای شناسایی نشده پیش از این، مهم است. از نظر من این بخش را باید چهارمین و نه دومین بخش فهرست نویسی مورد بحث دانست. اما همانگونه که در ادامه نوشته ملاحظه خواهد شد، ما این بخش را از چهارم به دوم می آوریم تا بتوانیم بخش سوم (انجامه) را که از سویی ادامه کتاب شناسی است و از سویی ماهیت نسخه شناسی دارد، بین کتاب شناسی و نسخه شناسی جای دهیم. در واقع نسخه شناسی که درباره جسم کتاب بحث می کند بر کتاب شناسی که محتوای کتاب را بررسی می کند اولویت دارد.

 آگاهیهای کتاب شناسی به دو قسم است:

 الف: آگاهیهای کتاب شناسانه:

 نام کتاب، نامهای دیگر، نام در منابع دیگر، محل قرار داشتن نام کتاب (روی جلد، روی عطف، روی لبه کتاب، داخل کتاب، صفحه آغازین، صفحه عنوان، داخل متن، انجامه، یادداشت مالک، افزوده بعدی و غیره)

 نام نویسنده، نامهای دیگر، نام در منابع دیگر، محل قرار داشتن نام نویسنده (روی جلد، روی عطف، روی لبه کتاب، داخل کتاب، صفحه آغازین، صفحه عنوان، داخل متن، انجامه، یادداشت مالک، افزوده بعدی و غیره)

 موضوع کتاب: تألیف، ترجمه، شرح، تصحیح، ردیه، تکمله، ذیل و غیره.

 ب: آگاهیهای متن شناسانه: که مهمترین بخش فهرست نویسی کنونی را شامل می شود.

 پیش از موضوع کتاب: حمد خداوند، سبب نگارش، نام کتاب، سبب نامگذاری، اهداء به...

 متن کتاب:

 آغاز (چند کلمه یا جمله آغازین)، آغاز موجود.

 تقسیمات (پیشگفتار، مقدمه، فصلها، بابها، مؤخره).

 انجام (چند کلمه یا جمله انجامین)، انجام موجود پس از متن کتاب: شکرگزاری.

 

 3. آگاهیهای انجامه شناسی

این بخش گزارش کار انجام کتاب است و پیشتر چندان جدی گرفته نمی شد، اما اخیراً و به ویژه به همّت استاد ایرج افشار نقش مهمی در فهرست نویسی یافته است. این بخش شامل مباحثی مانند مباحث زیر می گردد:

 الف: نام کتاب، نام شارح، نام مترجم، نام مُهدی الیه، نام سفارش دهنده.

 ب: زمان کتابت (ساعت، اجزاء روز، روز هفته، روز ماه، سال، نوع گاه شماری).

 پ: سرعت کتابت (زمان آغاز و انجام کار، ساعات کار، حالت نویسنده در نگارش).

 ت: محل کتابت (شهر، مدرسه، مسجد، در راه و غیره).

 ث: نسخه اساس، مقابله با نسخه های دیگر.

 ج: شکل هندسی انجامه (مربع، مستطیل، لوزی، مثلث، نیم دایره، نیم لوزی، نامتقارن و غیره)

 درباره جزئیات موجود در انجامه ها به مقاله استاد ایرج افشار مراجعه شود.

 

همانگونه که بیشتر گفته شد، انجامه بیش از آنکه ماهیت کتاب شناسانه داشته باشد ماهیت نسخه شناسانه دارد، اما اگر نسخه شناسی را توصیف جسم و ماده کتاب ونوشته بدانیم (که ظاهراً پذیرفته شده) انجامه به دلیل آنکه درباره ماده کتاب بحث نمی کند نمی تواند در بخش نسخه شناسی قرار گیرد. و ما به دلیل اهمیت فراوان انجامه، آن را بخشی مستقل دانسته و بین بخشهای کتاب شناسی و نسخه شناسی قرار داده ایم. ناگفته نگذاریم که برخی از آگاهیهای دیگر، گاه در این بخش نیز دیده می شود.

 4. آگاهیهای نسخه شناسی

این بخش همه ویژگیهای جسمی، ظاهری، و عارضی نسخه را دربر می گیرد و تقریباً ربطی به موضوع کتاب ندارد. این ویژگیها از بیرون به درون، از کلّ به جزء، و از ذات پی گرفته می شود.

 الف: جلد (رو، پشت، عطف، طبله، ...)

 (داخل جلد، بدرقه، شیرازه، نخ، ...)

 (جنس تو و روی جلد، رنگ،6 اندازه،7 تزئینات، ...)

 (آسیبها، فرسودگی، آب خوردگی، موریانه خوردگی، مرمّت شدگی، ...)

 ب: کراسه (تعداد، ترکیب برگها، ...)

 پ: کاغذ (از آغاز به انجام)

 (جنس، رنگ، اندازه، تزئینات، ...)

 (آسیبها، فرسودگی، آب خوردگی، موریانه خوردگی، مرمت شدگی، ...)

 (واترمارک، مهر برجسته، ...)

 ت: کراسه شماری، برگ شماری، صفحه شماری، سطر شماری، رکابه (راده، پاورق، ...)

 ث: سطر (تعداد، اندازه، ...)

 ج: مرکّب (جنس، رنگ، ...)

 چ: رنگهای دیگر (طلا، رنگهای ترکیبی، گیاهی، معدنی، شیمیایی)

 ح: قلم ها.

 خ: خط ها.

 د: تزئینات (سرلوح، شمسه، جداول، ...)

 ذ: تصاویر (مجالس، پیکره انسان و حیوان، بروج فلکی، ...)

 ر: مهرها (شکل، اندازه، رنگ، نقش، تاریخ، محل استقرار، ...)

 ز: اثر پرگار، اثر مسطر، اثر مقراض.

 

اما اینکه گفتیم آگاهیهای نسخه شناسی «تقریباً ربطی به موضوع کتاب ندارد» از آن جهت است که بعضی افزوده های نسخه شناسانه به نوع خاصی از کتاب تعلق می گیرد مثلاً:

 مجالس: که مناسب کتابهای داستانی و رزمی است.

 شمسه و تذهیب: که مناسب کتابهای آسمانی و هنری است.

 خط نسخ و ثلث: که مناسب کتابهای دینی است.

  

5. بیرون از متن (E× Libris)

این بخش که تاکنون مورد غفلت و بی توجهی فهرست نگاران ما قرار گرفته، شامل همه افزوده های پس از خاتمه کتابت است. این افزوده ها، ربطی به متن کتاب ندارد، اما بخشی از آنها به بخش های بالاتر باز می گردد و شاید در همان بخش ثبت شود؛ البته در بخش بیرون از متن نیز باید ذکر گردد:

 الف: توضیحات مالک درباره چگونگی تهیه (فروشنده، محل خرید، قیمت، مُهر مالک، مُهر کتابخانه مالک، مُهر عرض، مُهر اجازه خروج، وقفنامه، ...)

 (این قسمت می تواند در بخش اطلاعات راهنما نیز قرار گیرد، هر چند اولویت در اینجاست)

 ب: نشانه های صحّاف (مُهر، نام، برچسب، مُهربرجسته بر جلد، کتابه، ...)

 (این قسمت می تواند در بخش آگاهیهای نسخه شناسی نیز قرار گیرد، هرچند اولویت در اینجاست)

 پ: یادداشتهایی بر کتاب (توضیح، شرح، ترجمه، تعریض، تکمله، تصحیح، ...) که مکمّل متن اصلی کتاب باشد.

 (این قسمت می تواند حد بخش آگاهی های کتاب شناسی نیز قرار گیرد، هر چند اولویت اینجاست)

 ت: هر گونه یادداشت (خرید و فروش، تاریخ تولد و وفات افراد، وقایع تاریخی، فرمول های طبی و شیمیایی، مزد کتابت و مقابله،...)

 ث: همه افزوده های دیگر که در بخش های دیگر جای نگیرد.

 استاد ایرج افشار عنوان «برافزوده ها» را انتخاب کرده، امام تمام محتویات آن با این بخش همخوانی ندارد.

 

6. کتابشناسی فهرست

این بخش نیز اغلب مورد غفلت و بی توجهی قرار می گیرد، اما به نظر نگارنده بسیار مهم است. خواننده فهرست نگاری، باید از سابقه پژوهش و فهرست نویسی کتاب مورد فهرست نویسی آگاه شود که دارای چند زیر بخش است:

 الف: نسخه های دیگر موجود در کتابخانه های ایران و جهان، نشانی آنها.

 ب: گزیده ها، ترجمه ها، شرح ها، گزارشهای دیگر و نشانی آنها.

 پ: تصحیح ها و نشانی آنها.

 ت: چاپ ها: ترجمه ها، زبانها، منتخب ها و نشانی آنها.

 ج: مقالات و کتاب ها درباره نسخه، نویسنده، کاتب و نشانی آنها.

 درباره اهمیت این روش فهرست نگاری و میزان علمی بودن آن، داوری را به کارشناسان و متخصصان نسخه های خطی می سپارم. اما به جرئت می گویم که فهرست نگاری سنّتی ما تنها به بخش سوم (آگاهیهای کتاب شناسی) توجه داشته و فهرست نگاران عالی ما به بخش دوم (نسخه شناسی) نیز نظر داشته اند که مهدی بیانی در قلّه آن قرار دارد. اما بجز استاد ایرج افشار که نگاهی به انجامه، و نیم نگاهی به هویت بخشهای یکم (آگاهیهای راهنما) و چهارم (بیرون از متن) داشته است، هیچ نشانی از استقلال شش بخش بالا در فهرستهای منتشره، تاکنون ندیده ام و امیدوارم مورد توجه قرار گیرد.

 

منتشره در آيينه ميراث، شماره 27، زمستان 83