در سال 1382 ش، نسخه ای از کتاب رموز حمزه برای کتابخانه ملی ایران خریداری شد که از چند جهت جالب توجه بود:

 1 : کتاب پس از چاپ چند باره رموز حمزه در ایران و هند کتابت شده و در واقع «مخطوط بعدِ مطبوع» بود.

2 : نویسنده، انجامه 7 جلد کتاب را محل درد دل خود قرار داده که در واقع در دل کاتب حرفه ای است که اینک در بیکاری بسر می برد.

 3 : درباره نسخه های اساس و زمان کتابت و دیگر مسائل تهیه نسخه نیز آگاهی های فراوان بدست می آید.

 

حمزه نامه از داستان های معروف ادبیات نثر فارسی است که با آمیختن چهره حمزة بن عبدالمطلب و حمزه آذرک، مجموعه ای از ادبیات شفاهی ایرانی پیش و پس از اسلام را بنحوی غیر قابل تفکیک در هم آمیخته و در میان عامه مردم رواج یافته است.

 رموز حمزه از کتب مشهور تاریخ نویسی عامیانه فارسی زبانان است. بویژه در هند روایت های گوناگون از آن رواج یافته است. نام کتاب نیز بصورت های گوناگون: «حمزه نامه»، «شاهزاده حمزه»، «جنگنامه امیرالمؤمنین حمزه»، «اسماء حمزه»، «رموز حمزه»، «داستان امیر حمزه»، «قصه حمزه»، ... آورده شده است.

 رواج نسخه های خطی «حمزه نامه» بویژه در دوره مغولان هند در سده دهم و یازدهم هجری سرعتی عجیب بخود گرفت. نسخه های مصور حمزه نامه در کتابخانه های هند و غرب بیشتر ساخته دوره اکبر شاه گورکانی است که ابوالفضل علاّمی را مأمور گردآوری آن ساخت. ابوالفضل علاّمی بیش از یکصد نقاش، تذهیب کار، خطاط و صحاف را برای رسم مجالس حمزه نامه بکار گرفت که البته بیشتر این افراد ایرانی بودند. و به همین جهت نقاشی های حمزه نامه شباهت فراوان به سبک های ایرانی دارند. از شاگردان کمال الدین بهزاد، قاسم علی و آقا میرک به دعوت اکبر شاه به هندوستان رفتند و آثار سبک بهزاد در گوشه گوشه نقاشی های حمزه نامه به چشم می خورد و حتی تعدادی اندک از نقاشی های حمزه نامه به کمال الدین بهزاد منسوب است.

 از کتاب حمزه نامه و با نامهای گوناگون آن، نسخه های فراوانی در ایران و هند و پاکستان موجود است و چندین بار نیز به چاپ رسیده است. از جمله در بمبئی. تهران 1276 ق)، شیراز، تبریز (1321 ق). آخرین چاپ منقح آن را دکتر جعفر شعار با نام قصه حمزه در سال 1347 ش در انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است.

 

نسخه مورد اشاره ما ویژگی نسخه شناسی خاصی ندارد:

 اندازه 32×20 س م

 جلد مقوایی ساده

 شیرازه بهم ریخته و کاغذها جدا شده

 صفحات بدون صفحه شمار (حدود 400 برگ)

 کاغذ اروپایی با واترماک و بدون آن. صفحاتی با مهر برجسته شیر و خورشید در بالای صفحه و واترمارک

 Leykam-Josefstahi

 Graz

 و صفحاتی فقط با مهر برجسته شیر و خورشید

 تعداد سطور 25 تا 29

 خط نستعلیق مرکب سیاه، عناوین فصل ها مرکب قرمز

  

آغاز نسخه: بسم اللّه الرحمن الرحیم

اما گلدسته بندان گلشن عیش، و کشورگشایان اقلیم دانش که در معرکه سخنوری لاف صاحبقرانی زده اند و ببلارک افراسیابی ساحت میدان را از لوث زمردپرستان چون دامن عصمت مهرنگار پاک ساخته اند و ...

 اما حکام عالم اسرار و فضل این گفتار و مهندسان داستان کهن و خوشه چینان خرمن سخن چنین نقل کرده اند که:

 در ملک یونان حکیمی بود که از علم حکمت سرحد کمال رسیده و مردی بود از حکمت شهره آفاق و سرکرده چهار هزار حکیم و دانشمند او را جاماسب حکیم میگفتند از جمله علم و دانش او یکی این بود که کتابی درست کرده بود که هزار سال از ماضی و هزار سال از مستقبل خبر میداد ... .

 

انجام نسخه:

 ... شاهزاده او را بدرک فرستاد و خود نیز هوای غزال گوهرنوش بر سر افتاد و حمزه را برداشته با تمامی لشکر روانه ذوالامان شدند و هر یک به مقام خویش رفتند تا زمان حیات در مقام خوشگذرانی قرار گرفتند.

 اما آنچه در این نسخه جلب توجه می کند، درازنویسی کاتب است در انجامه هر هفت جلد رموز حمزه و نیز در موخره و سرآخر در صفحه آغازین کتاب که آگاهی های فراوان از خود و نسخه های اساس و دیگر مسائل کتابت به ما می دهد که بسیار ارزشمند است و به ترتیب آورده می شود:

 

انجامه:

در پایان جلد اول:

کاتب الحروف فضل اللّه تفرشی شهر جمادی الثانیه 13020 [کذا] به اقبال شاهنشه کامیاب شد از دست کاتب تمام این کتاب که تا هست اقبالش افزون بود سر همتش اوج گردون بود خداوند انشاءاللّه تعالی عمر طولانی عنایت فرماید که جلد دویم رموز حمزه را باتمام برسانم که رفقا مستفیض شوند.

 

 در پایان جلد دوّم:

این احقر فضل اللّه بن مرحمت مآب مرحوم فرج اللّه بیک کتابت رموز حمزه را فراهم کرده خیلی بتعجیل این دو جلد را نوشته محض یادگاری، هر گاه سهوی و نقصانی شده باشد و تصحیح نشد قلم عفو خواهند کشید چون نسخه را خیلی عجله در گرفتن داشتند قلم انداز تحریر شده هر گاه خداوند توفیق عنایت فرماید جلد سیوم را هم به عرض دوستان و غلامان علی عمران خواهم رسانید خیلی عذر می خواهم هر وقت ملاحظه فرمودید کاتب را بحمد و سوره یاد فرمائید.

 به تاریخ سلخ شهر رمضان هذه السنه میمونه بارس ئیل خیریت تحویل 13020 [کذا [ای برادران عزیز محترم هر وقت این کتاب رموز حمزه را خواندید خواهش و متمنی از همه دوستان می باشم که حقیر فقیر سراپا تقصیر را که اسم خود را در آخر هر جلد نوشته و ذکر کرده ام به دعای خیر و فاتحه یاد فرمائید زیرا که انسان در حیات و ممات فاتحه لازم دارد.

 

 در پایان جلد سوم:

انشاءاللّه تعالی در جلد چهارم رموز حمزه به عرض دوستان و غلامان یکرنگان علی عمران خواهم رسانید. در یوم چهارشنبه نهم شهر عاشورای محرم باتمام پیوست جلد سیم رموز، حسب الامر سرکار بندگان جناب جلالتمآب اجل امجد عالی آقامیرزا علی اکبر خان منتظم دربار سمت اتمام پذیرفت چون از آنجائیکه نسخه مبارکه رموز حمزه خیلی کم است نسخی نداشت مگر اینکه این حقیر فقیر سراپا تقصیر از سرکار بندگان حضرت مستطاب اجل اعظم آقای حاج امیرالدوله [کذا] مدظله نسخه را گرفته معجلاً در طی تحریر درآورده که یادگار بماند.

 چون این حقیر اقل دعاگو فضل اللّه بن مرحوم فرج الله بیک ساکن تفرش طاب اللّه ثراه میل داشتم چیزی ازین نسخه جات را نوشته که حضرات رفقا و دوستان میل کنند، مطالعه و بخوانند قبول زحمت را نموده سه جلد رموز حمزه را باتمام رسانیده امیدوارم که چهار جلد دیگر آن را بنویسم اگر چه خط اقل دعاگو قابل نیست و حالیه پیر و شکسته شده، دستم از قوه قدرت رفته، هر گاه سهو و نقصانی بهم رسانیده باشد عفو فرمایند حقیر را بفاتحه دعای خیر یاد نمایند خصوصا والدین حقیر را التماس دعا از خواننده و شنونده در نهم شهر محرم الحرام هذه السنه توشقان ئیل 130201 [کذا]

 

 در پایان جلد چهارم:

به تاریخ یوم چهارشنبه شهر ربیع الثانیه هذه السنه توشقان ئیل سنه 130201 یک هزار و سیصد و بیست و یک هجریه النبویه صلی الله علیه وآله وسلم بیر اقل عبادالله میرزا فضل اللّه ابن مرحوم فرج الله بیک ساکن قریه تفرش، چون حقیر خیلی بیکار بودم مشغول تحریر این چند کلمه شده معجلاً عرض شده، هر گاه سهو و نقصانی گردیده عذر از حضرات خواننده و شنونده دارم التماس دعا دارم.

 حقیر را به دعای خیر یاد و شاد فرمایند هر گاه عمر و حیاتی باشد جلد پنجم را [کذا [هم سمت اتمام خواهد پذیرفت خداوندا به حق محمد و ائمه اطهار صلی اللّه علیه وآله سلامت مزاج عنایت فرماید 130201 [کذا]

 

 در پایان جلد پنجم:

تمام شد جلد ایرج نامه حمزه صاحبقران به توفیق حضرت ملک منان کتبه العبدالحقیر فضل اللّه بن مرحوم فرج اللّه بیک تفرشی، امید چنان است که هر بیننده و خواننده این کتاب، خط نالایق را قبول فرمایند مکرر خدمت آقایان کرام و دوستان ذوی العزّ و الاحترام عرض و تصدیع کرده چون نسخه این کتاب مستطاب رموز حمزه خیلی کم است و این حقیر فقیر سراپا تقصیر نسخه را از حضرت مستطاب اجل امجد عالی آقای امیرالدوله دام اقباله گرفته و خیلی به زحمت معجلاً نوشته که یادگار بماند التماس دعا دارم که والدین حقیر را به فاتحه حمد و سوره یاد فرمایند خداوند را بحق محمد و آل محمد صلی اللّه علیه وآله قسم میدهم که گشایش و فرجی نماید به زودی زود بآستان بوسی حضرت خامس آل عبا علیه آلاف التحیه و الثنا، مشرف شویم.

 شهر جمادی الاخر هذه السنه توشقان ئیل 13021

 العبد المذئب کم طالع

 اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارت الحسین و فی آخرت شفاعة الحسین علیه السلام.

 غرض از این نسخه خیلی بتعجیل نوشته شده محض اینکه نسخه را لازم داشتند چاکر این پنج جلد را در مدت سه ماه [و] ده روز نوشتم انشاءاللّه دو جلد دیگر را در دو ماه دیگر خداوند بخواهد باتمام خواهد رسید. این قدری است که میتوان خواند، مشغولیات از برای آقایان ذوی العّز و الاحترام باشد شهر جمادی للاخره 1321

 

 در پایان جلد ششم:

العبد فقیرفضل الله بن مرحوم فرج اللّه بیک فی شهر جمدی الثانیه 130201 [کذا]

 کشف الدجی بجماله  بلغ العلی بکماله 

حسنت جمیع خصاله  صلّوا علیه وآله 

 چون حقیر همواره استدعا از حضرت احدیّت مسئلت مینماید که انشاءاللّه فرج و گشایش کار عنایت فرماید آخر عمر را به زیارت ائمه اطهار سلام اللّه علیهما مشرف شویم. خداوند شاهد است بیش ازین طاقت زحمت روزگار را ندارم.

  

در پایان کتاب (جلد هفتم):

تمّ الکتاب فی سنة 13201 [کذا]

 [سپس با قلمی ریزتر نوشته شده]:

 در سنه یک هزار و سیصد و بیست و یک هجری شهر جمادی الثانی سمت اتمام پذیرفت نسخه بیش ازین به دست نیامد که عرض میشود.

 چون حقیر سراپا تقصیر العبد المذنب فضل اللّه ابن مرحوم فرج اللّه بیک طاب اللّه ثراه، از بیکاری بتنگ آمده و مدت مدید در طهران زحمت زیاد کشیده خصوصا در دفتر لشکر، بیک اندازه زحمت بی نهایت کشیده و حضرت مستطاب اجل آقای حاجی رفیع الدوله دام اقباله به وعده[و] وعید گذرانیده[و] وعده حضرت اجل سرانجام نگرفت. به نوع خوش رفتار کرده و حسن خدمت را بانجام رسانیده تاکنون که سنه یک هزار و سیصد و بیست و یک هجری از هجرة نبوی گذشته و از عمر حقیر چهل و چهار سال گذشته است چیزی اندوخته نکرده، تمامش را بخدمت مرجوعه گذرانیده، چون هر کجا از در خانه به جای دیگر برود شماتت مینمایند که استقامت در عمل نوکری ندارند و این خدمتگزار خدمت را به استقامت رسانیده که شماتت منظور نظر نباشد، لذا خداوندا به حق جناب مولای متقیان امیر مؤمنان قسم میدهم که عمری عنایت فرماید به زودی بزیارت آن بزرگوار مشرف شوم.

  

در موخره کتاب:

هوالمستعان

 از اشخاصی که خداوند منّان قادر سبحان ذوالجلال مفاد آیه کریمه شریفه «و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» هرشئی را بفراخور استعداد و قابلیت و باندازه شایستگی ولیاقت تکلیف معرفت و عبادت را نموده

 تا غذای اصل را شامل شود  لقمهای نور را آکل شود 

عقل را افزون شود بر دیگران  لیک او باشد ز حفظ او گران 

 و هر کسی به سببی مفتون و به لهو و لعبی مقرون و از تکلیف خداوندی غافل و تا روز «لاینفع مال ولا بنون» عاطل مانده، لهذا ارباب دانش و عقول، و اصحاب بینش و عقول، با طاقت لسان فصاحت بیان، و رشادت خامه و جلادت چامه را در کتاب و اوستاد، و فکر و ذکر در معانی از علوم خوب دیگر اسباب اشتغالی برای اوقات شبانه روز حاصل کرده، در میان آورده اند، من جمله کتاب مستطاب رموز حمزه است، مؤلف آن خونابه جگر خورده و درّ معانی سفته اند:

 تمتع ز هر گوشه یافته  ز هر خرمنی خوشه یافته 

 به زحمت تمام آن را باتمام رسانیده، که خواندن آن را مایه صحبت و شغل خود سازند، و سامع و قائل، و عام و خاص، و صغیر و کبیر، و برنا و پیر، از سطور حلاوت آمیزش، و حکایات ملاحت انگیزش، که موجب آسودگی حال، و باعث فراغت و اشتغال است، بهره مند و خورسند آیند، و آنچه لازمه دقت بود در تحصیل این نسخه بعمل آمد، و به ولایات قریبه و بعیده در جمع آوری آن اهتمام نموده، زیاده از این که مندرج میشود و ثبت است بدست نیامد تماما همین است نسخه رموز حمزه.

 العبد المحتاج الفقیر فضل اللّه ابن مرحوم فرج اللّه بیگ طالب اللّه ثراه تفرشی، ولی خیلی معذرت از حضرات خواننده و شنونده می خواهم که قوه و قدرت درستی نداشته، خصوصا در تصحیح این نسخه هر گاه سهو و نقصانی بهم رسانیده عفو فرمایند.

 اللهم اغفرلی ولو الدی وارحمهما کما [ربّیانی صغیرا]

 اِجزِهِما بالاحسان احسانا، و بالسیئات غفرانا

 شهر جمادی الثانی هده السنه توشقان ئیل 130201 [کذا]

 

[در صفحه نخست کتاب نیز به خط کاتب آمده]:

 هفت جلد رموز حمزه را در شهر ربیع الثانی هده السنه تنگوزئیل 1321 بنده اقل دعاگو فضل اللّه ابن مرحمت و غفرا نمآب فرج اللّه بیک طاب اللّه [ثراه] تحریر و سمت اتمام پذیرفت. مردم مشق میکنند خط آنها در ترقی است، چاکر هر چه می نویسم روز به روز بدتر است. نمیدانم چرا اینطور است. اینهم از کم اقبالی چاکر است که اینطور پیش آمده. خداوندا! انشااللّه به حرمت محمد و آل محمد قسم میدهم کار همه را راست بیاورد. از تصدق سر دوستان، این حقیر را هم از دست این مردم روزگار آسوده فرماید. الهی یارب آمین، خداوندا تو خودت رحم کن، شهر ربیع الثانی هذه السنه تنگوزئیل

 

* * *

 انجامه های هفت گانه رموز حمزه، سخنگوی حالات کاتب درمانده ای است که با آمدن صنعت چاپ نیمه بیکار شده و حتی حاضر است همان کتاب های چاپی را برای سفارش دهنده ای کتابت کند شاید که در روزگار سالمندی، بتواند روزی خود را بدست آورد.

 

 منتشره در  آيينه ميراث، شمارة 26، پاییز 1383